كه از بيخ درخت صمدى ثمرهاى نورى پديد آيد ؛ اين ازل نباشد ؟ و چون اين ثمره با شجره رجوع كند ، و از مقام ترقّى با مقام تراجع شود ، چه گويى اين ابد نباشد ؟ پس ازل ، آمدن محمّد باشد از خدا بخلق ؛ و ابد ، عبارت باشد از شدن محمّد با خدا . پس از كامن بودن ثمره در شجره عبارت ( از ) عدم آمد . مگر آن بزرگ از اينجا گفت : « الاختلاف و الانقسام فى العدم و النّاس يظنّون أنّهما فى الوجود » . دريغا چون از اين عدم ، مصطفى را برون آوردند كه « أوّل ما خلق اللّه نورى » اين نور او را مبدا و منشاى همه اختلافها و قسمتها كردند كه
« فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ »
اين باشد .
( 350 ) دانم كه ترا در خاطر آيد گويى : محمّد را ثمرهء شجرهء الهى مىخوانند ، و به جايى ديگر شجره مىخوانند ، اين چگونه باشد ؟ اگر خواهى كه شكّت برخيزد نيك گوشدار ، اگرچه از براى اين سخن خونم بخواهند ريخت ، امّا دريغ ندارم و به ترك خود بگويم : آنها كه دربند بودند خود زهره و ياراى آن نداشتند كه
هامش
( 1 ) بيخ . . . آيدABSصمدى . . . آيد چه گويىHممكن ز تنگناى عدم ناكشيده رخت * واجب به جلوهگاه عيان نانهاده گام
در حيرتم كه اين همه نقش عجيب چيست * بر لوح صورتى همه مشهود خاص و عام Iصمدى . . . آيدPR- -
( 1 - 2 ) نباشد . . . با مقامAHPRSباشد و چون ثمرهء اين شجره . . . بمقامB- -
( 3 ) باشدAS - BHآمدPR- -
( 3 - 4 ) شدن . . . با خداHرفتن محمد از خلق به خداBRشدن محمد با حقASشدن محمد از خلق با خداP- -
( 4 ) از كامنBاز متمكنASمتمكنHآنگاهIآن كامنPاركانR- -
( 5 ) آن بزرگABPRSشيخ معروف كرخىH- -
( 6 ) برونABPRSبوجودH- -
( 7 - 8 ) سورهء 30 ( الروم ) آيهء 30 ك - -
( 10 ) مىخوانند . . . شكتHPRمىخواند . . . شكABS- -
( 11 ) سخنABHRSشجرهP- - ريختABPRSريختنH- -
( 12 - 1 ) آنها . . . اسرارASآنها كه بينا بودند دربند خود بودند خود بار او زهره آن نداشتند كه گويندBHRآنها كه بينا بودند . . . گويندP- -
( 1 - 12 )ABHPRS - MU- -