تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
از آن ، از شما دريغ ندادم . دريغا اى محبّان من هر كه مستمع اين بيتها آمد ، اميدوارم كه از آنها باشد كه
« إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ »
. خلعتى به از اين خواهى كه در محفل محمّد از زبان من اين بيتها بشنوى ؟ اگر روزى گويى : خداوندا از آنچه آن بيچاره را دادى ، نصيبى ما را نيز كرامت كن . چه گويى ؟ ما روا داريم چنان كه امروز به گفتن از شما دريغ نداشتيم ، فردا از عمل و حقيقت آن دريغ نداريم ، اى دوست عسل بر زبان راندن ديگر بود ، و عسل ديدن ديگر ، و عسل خوردن ديگر . اكنون اين بيتها را گوش‌دار تا تو نيز حلولى شوى تا باشد كه آنچه با ما خواهند كردن تو را نصيبى بود . تو پندارى كه قتل در راه خدا بلا آمد يا بلا باشد ؟ نه قتل در راه ما جان آمد . چه گويى كس دوست ندارد كه جانش دهند ؟ ! ( 306 ) دريغا آن روز كه سرور عاشقان ، و پيشواى عارفان حسين منصور را بر دار كردند ، شبلى گفت : آن شب مرا با خدا مناجات افتاد ، گفتم : « إلهى إلى متى تقتل المحبّين ؟ قال اللّه تعالى : إلى أن أجد الدّية . قلت ؛ يا ربّ و ماديتك ؟
هامش
( 1 ) از آن از شماBPR - ASاز شماH- - ( 2 ) سورهء 48 ( الفتح ) آيهء 10 م - - ( 3 ) محمدABPRSمحمدىH- - بيتهاAHPRSسخنهاB- - ( 4 ) از آنچه آنAPSاز آنچه اينBRآنچه اينH- - كنABHPSفرماىR- - ( 5 ) داريمASنداريمBدارمHداديم نه روانه داديمPداديمR- - ( 5 - 6 ) عمل . . . نداريمASعلم و حقيقت . . . ندارمBPعمل . . . ندارمHR- - ( 6 ) اى دوستABRS - Hآرى دوستP- - بر زبان راندنABPRSبه زبان گفتنH- - بودABPSباشدHR- - ( 7 ) بيتهاAHPRSسخنهاB- - شوىAHPRSنشوىB- - ( 8 ) كردن تو را نصيبى بودASداد و كردن ترا نيز نصيبى دهندBكردن ترا نيز نصيبى دهندHRداد و كرد و ترا نصيبى دهندP- - ( 8 - 9 ) بلا . . . آمدASبلا . . . استBاندوه آمد . . . در راه ما جاه آمدHبلا باشد نه قتل . . . بخشيدن جان آمدPبلا . . . راه ما جان آمدR- - ( 9 ) كسAHPRSكسىB- - ( 11 ) بر دار كردند شبلىPR - ASبر دار كردند كهف المحققين شبلىBبر سر دار كردند شبلىH- - الى متىAPRSلم تقتلBH- - ( 1 - 12 )ABHPRS - MU- -