حميده را بيان كند تا عموم عالميان بدانند و كسب كنند تا راه سعادت روند . امّا منّت نهادن مصطفى بر امّت خود ، نه از بهر اين باشد ، از بهر آن بود كه
« لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ »
؛ از نفس محمّد آمدند زيرا كه اگر از نفس محمّد نبودندى ، اين كماليّت نداشتندى و چون ديگر خلق بودندى .
( 242 ) دريغا باش تا عربى شوى ، تا زبان محمّد بدانى كه « من أسلم فهو عربى و قلب المؤمن عربىّ » . باش تا قرشى شوى كه تا نسبت با محمّد درست كرده باشى كه « العلماء ورثة الأنبياء » . چون هاشمى و مطّلبى شوى « وا شوقا إلى لقاء إخوانى » در حقّ تو درست آيد .
« وَ يُزَكِّيهِمْ »
خود در اين مقام بدانى چه بود ؛
« وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ »
امّت خود را كتاب در آموزد يعنى قرآن و حكمت ؛ اين حكمت ، آن باشد كه
« آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
؛ و با ايشان بگويد آنچه گفتنى باشد .
« وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً »
اين جمله گواهى مىدهد .
هامش
( 1 ) كند . . . روندPRUكند . . . كنند كه راه . . . باشدAMSكند . . . بدانند كه راه سعادت كدام باشدBمىكند . . . باشدH- -
( 2 ) نهادن . . . خودPRUنهادن . . . بر امتانAHMSنهادند مصطفى خودB- - باشدABHMRSمعنى بود كه گفته شدPU- - بودAMPRSUباشدBH- -
( 2 - 3 ) سورهء 9 ( التوبة ) آيهء 128 ك - -
( 3 ) از . . . آمدندAMPRSUاى عزيز گفت شما از نفس مصطفى پيدا آمديدBيعنى امت از . . . آمدندH- -
( 4 ) ديگر خلقA . . . Uخلق ديگرB- -
( 5 ) دريغا . . . محمدA . . . Uباش . . . شوى يعنى عرفان عرف ربه آنگه تا زبان مصطفىB- -
( 6 ) باش . . . نسبتAHMRSچون باشد و چه باشد تا قرشى نشوى كه تا نسبتBباش . . . نسبPU- - باشىA . . . UكنىH- -
( 7 ) شوىAHMPSUشدى يعنى بر احوال هوشمندى و بر اخبار مطلوبى آگاه شدىBشدىR- -
( 8 ) چه بودA . . . Uكه چون بود آنكهB- -
( 9 ) آموزدA . . . UآموزاندB- - سورهء 62 ( الجمعه ) آيهء 2 م - - و حكمت . . . آنBMو الحكمة اين حكمتAHPRSU- -
( 10 ) سورهء 18 ( الكهف ) آيهء 65 ك - - ايشانA . . . UامتانB- -
( 11 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 269 م - -