( 191 ) هر محبّت كه تعلّق بمحبوب دارد ، آن شركت نباشد كه آن نيز هم از آثار حبّ محبوب باشد : مثلا اگر عالم ، قلم و حبر و كاغذ دوست دارد ، نتوان گفت كه به همگى عاشق علم نيست . محبوب لذاته يكى بايد كه باشد ، امّا چيزهاى ديگر اگر محبوب باشد از بهر محبوب اصلى ، زيان ندارد . هر كه خدا را دوست دارد لا بدّ باشد كه رسول او را كه محمّد است دوست دارد ، و شيخ خود را دوست دارد ، و عمر خود را دوست دارد . از بهر طاعت و نان و آب دوست دارد كه سبب بقاى او باشد ، و زنان را دوست دارد كه بقاى نسل منقطع نشود ، و زر و سيم دوست دارد كه بدان متوسّل تواند بود به تحصيل آب و نان . لا بدّ سرما و گرما و برف و باران و آسمان و زمين دوست دارد به آن معنى كه اگر آسمان و زمين نباشد گندم از سنگ برنرويد ، و برزگر را همچنين دوست دارد . آسمان و زمين را دوست دارد كه صنع و فعل خداست كه
« وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
مثال اين چنان باشد كه عاشق خطّ و فعل معشوق دوست دارد . همه موجودات فعل و صنع اوست ،
هامش
( 2 - 3 ) نتوان . . . به همگىA . . . Uنتواند . . . همگىM- -
( 4 ) هر كهA . . . Uكه هر كهR- -
( 5 ) كه محمد استMمحمد راABHPSU - R- - و شيخ . . . داردA . . . U - R- -
( 6 ) از بهر طاعتA . . . U - H- - و نان . . . داردA . . . U - H- -
( 7 ) او باشد و زنانA . . . Uجسم او باشد و زنB- - كه بقاى . . .
نشودABPSUكه بقاى نسل بديشان باشدHاز بهر بقاى نسل تا منقطع نشودMاز بهر بقاى . . . نشودR- -
( 8 ) متوسلABMRSمتوصلHPU- - تواند بود به تحصيلA . . . Uمىتواند بود بحاصل كردنB- - لا بدABMPSUلابدست بلكهH - R- -
( 9 ) به آن . . . و زمينAHPRSUآن دوستى را خلل و آفتى نباشد و اگر اين باشد جز آنك اگرBاز آن . . . و زمينM- -
( 10 ) برزگر راPSUبرزگران راABHMR- - آسمانABMPSUكه سبب منافع خلق باشد و ديگر آسمانHاحوال همچنين ميدان و آسمانR- -
( 11 ) صنعBصنعتA . . . U- - و فعلA . . . U - B- - سورهء 24 ( النور ) 45 ( الجاثية ) 48 ( الفتح ) آيهء 42 م 47 ك 14 م - -
( 12 ) و صنعBHPRو صنعتASUصنعM- -