مكان او جستن و هم سرّ و مقصود او طلبيدن ، و مانند اين ؛ و آنچه بدين تعلّق دارد گفتن و پرسيدن حرام باشد ، و خطرى تمام با خود دارد . در اين مقام اگر آنچه او نداند معلوم او كنند ، ببيند و بداند ؛ و اگر نكنند سؤال كردن ، او را قطعيّت و فرقت آرد كه اگر سلطان ، اسرار مملكت خود با يكى بگويد رتبتى عالى باشد امّا نشايد كه كسى از سلطان اين اسرار پرسد به هيچ حال ؛ چه اگر سلطان گويد كه قيام و پادشاهى من به تست هيچ خطرى نباشد ، و امّا اگر سلطان را گويى كه قيام و پادشاهى تو به منست و از منست ، كار بر خطر باشد . « و المخلصون على خطر عظيم » همين معنى دارد .
( 187 ) دريغا مگر كه به بهشت نرسيدهاى ، و
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ »
با تو غمزهاى نزده است ؟ آن بهشت كه عامّه را وعده كردهاند زندان خواصّ
هامش
( 1 ) سرAMPSUسرىBHR- - اوA . . . U - H- -
( 1 - 2 ) و مانند . . . باشدA . . . Uو آنچه مانند اين باشد همه حرام بودB- -
( 2 ) و خطرى . . . داردHMPRU - ASخطر . . . داردB- -
( 2 - 3 ) اگر . . .
بداندMآنچه . . . بداندASUاگر آنچه بنده نداند او را معلوم كند رتبتى عالى باشد او راBاگر آنچه او . . . بداندHآنچه او را ندارد . . . بداندPاگر آنچه او بداند و خدا او را معلوم كند به بيند و بداندR- -
( 3 - 4 ) نكنند . . . اگرAHMSUنكند و بنده سؤال كند قطيعت قربت آرد و از قربت بيفتند اى عزيز مثال اينكه چونBنكنند . . . قطيعت فرقت . . . اگرPنكند . . . اگرR- -
( 4 ) باشدA . . . Uآنكس باشدB- -
( 4 - 5 ) اما . . . به هيچHMPRUاما شايد . . . بنهجASاما . . . پرسدB- -
( 5 - 6 ) حال . . . نباشدMحال كه اگر . . . نباشدAPSزيرا كه پرخطر باشد كه اگر سلطان را . . . پادشاهى به من استBحال اگر . . . خطرى نداردHجمال كه اگر . . . به من نيست . . . نباشدRحال كه اگر . . .
من به تو نيست . . . نباشدU- -
( 6 - 8 ) اما اگر . . . داردMاگر . . . و ز منست . . . داردAPUكار او بر خطر است . . . معنى باشدBو اگر . . . داردHو اگر . . . تو به تو نيست و ز منست . . . داردPو اگر . . . تو به من است و ز منست . . . داردR- -
( 9 ) دريغاA . . . U - B- - سورهء 75 ( القيامة ) آيهء 22 ك - -
( 10 ) نزدهA . . . UپردهR- - آن . . . عامهA . . . Uآن . . . عوامB- -