تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
( 27 ) چون حال چنين آمد كه گفتم من نيز چنان كه آيد گويم ، و از آنچه دهند به من من نيز زبده بر خوان كتابت نهم ، و ترتيب نگاه نتوان داشت كه سالك رونده را اگر متلوّن بود و در تلوّن بماند متوقّف شود و ساكن گردد ، و سخن گفتن حجاب راه او باشد امّا اگر سخن گويد ، و اگر نه بر چه خطر باشد ! امّا ترتيب و نظم و عبارت در كسوتى زيباتر نتوان آوردن . اين هنوز نصيب خاصّ باشد « من عرف اللّه كلّ لسانه » همين معنى باشد . اين سخن هنوز تحقيق و حكمت نباشد . امّا خاصّ الخاصّ خود رسيده باشد و او را با خود ندهند ، و اگر دهند روزگار به حساب گذارند و خود به جايى باز نماند كه آنگاه از آن وصف كند . مقام بىنهايت دارد ، اگر دستورى يابد از خدا با اهلان ، سخنهاى چند از بهر اقتدا و اهتداى مريدان بگويد ، و ترتيب نگاه نتواند داشتن . ( 28 ) امّا اصل سخن سخت قوى و بر جاى باشد امّا هر كسى خود فهم نكند ، زيرا كه در كسوتى و عبارتى باشد كه عيان آن در عين هر كسى نيايد . درين مقام « من عرف اللّه طال لسانه » بود كه چون خود را غايب بينم آنچه گويم مرا خود اختيار نباشد ، آنچه بوقت اختيار دهند خود نوشته شود
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
يعنى بر امر
هامش
( 1 ) چنين آمدAMRSUاو چنينBHچنينP- - و ازB - A . . . U- - ( 1 - 2 ) دهند . . . داشتBHMPدهد . . . نتوان نگاهAدهند من . . . داشتRدهند . . . نتوان نگاه داشتSU- - ( 3 ) تلونBHPRتلوينAMSU- - ( 3 - 4 ) گردد . . . باشدBHPRUماند . . . شودAMماند . . . باشدS- - ( 4 ) و اگر . . . چهBHاگرچه باAMPRSU- - ( 5 - 6 ) نصيب . . . هنوزA . . . U - B- - ( 6 ) تحقيقBHMPRUحقيقتAS- - نباشدBHPRUباشد نه حقيقت حكمتASباشدM- - ( 6 - 7 ) خود . . . ندهندPRUرسيده خود باشد كه با خودش ندهندASو رسيدهء خود آن كه اين سخن هنوز مرد را با خود ندهندشBHخود رسيده به خود باشد كه او را ندهندM- - ( 7 ) گذارندBHMRUگذارندASگذرانندP- - ( 8 ) كندA . . . UكنندP- - ( 9 ) چندA . . . UخداP- - بگويد . . . نتواندABHMRSو ترتيب . . . نتوانPU- - ( 11 ) كسوتى و عبارتىA . . . UكسوتP- - عيانA . . . UعنانR- - هر كسىA . . . U - M- - ( 12 ) كه چونBHMPRUپس من نيز چونAS- - ( 13 ) سورهء 12 ( يوسف ) آيهء 21 ك - -