( 32 ) با طايفهء مطلوبان هر لحظه خطاب اينست « ألا طال شوق الأبرار الى لقائى و إنّى الى لقائهم لأشدّ شوقا » ! شوق از حضور و رؤيت باشد نه از غيبت و هجران « وا شوقا الى لقاء اخوانى » گواه اينست . « إنّى لأجد نفس الرحمن من قبل اليمن » جواب ده اين همه شده است . به اصطلاحى ديگر اين مقام را بقا خوانند و مسكنت .
« اللهمّ احينى مسكينا و امتنى مسكينا و احشرنى فى زمرة المساكين » علم اين سخن آمده است ؛ و ازين طايفه بعبارتى ديگر خبر داد كه « انّ للّه عبادا يحييهم فى عافية و يميتهم فى عافية و يحشرهم يوم القيامة فى العافية و يدخلهم الجنة فى عافية » . دانى كه اين كدام عافيت است ؟ آن عافيت است كه شب قدر خواستى در دعا « اللهم إنى اسألك العفو و العافية » .
( 33 ) امّا اى عزيز شرطهاى طالب بسيارست در راه خدا كه جملهء محققان خود مجمل گفتهاند . امّا يكى مفصّل كه جملهء مذاهب هفتاد و سه گروه كه معروفند ، اوّل در راه سالك در ديدهء او ، يكى بود و يكى نمايد ؛ و اگر فرق داند و يا فرق كند ، فارق و فرقكننده باشد نه طالب . اين فرق هنوز طالب را حجاب راه بود كه مقصود طالب از مذهب آنست كه باشد كه آن مذهب كه اختيار كند او را به مقصد رساند . و هيچ مذهب به ابتداى حالت بهتر از ترك عادت نداند چنان كه از جملهء ايشان يكى گفته است :
هامش
( 1 ) هر لحظهA . . . U - B- -
( 2 ) شوق . . . باشدBHRSحضور باشدAPUاز حضور باشد شوقM- -
( 4 ) ديگر اين مقامAMSاينBديگر اين قوم اين حالتPUاين قوم اين مقامHR- -
( 6 ) دادA . . . UدادهR- -
( 8 ) آن عافيت استAHMPRUانكB - S- - خواستن در دعاAMPRSUدعا كرد و در دعا مىخواستBH- -
( 10 ) جملهء . . . اندBHMRو جمله خود . . . ايدASو جمله خود . . . اندPU- -
( 11 ) مفصل آنستA . . . UمفصلستB- - و سه گروهA . . . Uدو ملتB- -
( 11 - 12 ) اول در راهABHMSRدر اول راهPU- -
( 12 ) سالكHسلوكA . . . U- - نمايدA . . . UنماندR- - يا فرقABHMRUياPS- -
( 13 ) و فرقكنندهA . . . Uحامل اوP- - راهA . . . U - M- -
( 12 - 15 )A . . . U - P- -