گرسنگى بخورد در ميان شب . و استعانت بخيرات از روزه و زيارات و صدقات همه نافع بود و معين برين مقاصد ، ان شاء اللّه تعالى .
* * *
فصل ( 4 ) [ هركه پاى در راه نهد بايد كه فتواى شرع را مقتدا سازد ]
هركه پاى در راه نهد بايد كه فتواى شرع را مقتدا سازد و هرچه درو رخصت شرعى نبود البته درو هيچ طمع ندارد . و در جوال شيطان نشود كه استدراج 4 او را نهايت نيست . و هرچه از ورق اقبال بر دنيا بود بدل اقبال نكند ، الا چنان كه بيمار دارو خورد . و اگر در درون خود اقبالى را عيان نبيند ، بداند كه سيلاب آمد و برد و خبر ندارد .
و چندان بود كه پاى فرا دريا نهاد و اجل در كمين بود و اعتبار بنفس واپسين بود . « فان الامور بخواتيمها » 5 . زينهار كه در جوال شيطان نشوى ، زينهار !
* * *
هامش
( 61 ) - گرسنگىM: -B- - از روزهM: از روزB- -
( 61 - 62 ) و زيارات و صدقاتB: و صدقات و زيارتM- -
( 65 ) - هركه پاى در راهM: هر كارى كه پاى در وىB- - مقتدا سازدB: در وى مقتدى سازندM- -
( 66 ) - رخصتB: رخصتىM- - دروM: از وىB- -
( 67 - 68 ) - اقبال بر دنياM: دنياB- -
( 68 - 69 ) و اگر در درون خود اقبالىM: اقبالB- - عيانM: عناB- -
( 70 ) - و چندان بود كهM: و چندانكهB- -
( 70 - 71 ) بود و اعتبار بنفس واپسينM: و اعتبار به عمل و آبستن ( آبتن ؟ )B- -