تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

فصل ( 2 ) [ كمال ذكر قدسى آن بود كه حروف او ولايت زبان را فروگيرد ]

كمال ذكر قدسى آن بود كه حروف او ولايت زبان را فروگيرد و هيبت او دل را از خواطر باز دارد و سياست او نفس را از امانى باز دارد . تا چنين نشود زبان را خاموش نشايد كرد كه بيم بود كه چون حارس از بام دل فروآيد دزد در شود و نقد غارت كند . اگر وقتى از دل خلوتى يا بى به خود آميخته مكن . تو خاموش گرد و مراقبى متوارى مىباش . اگر غيرى تاختن آرد ، با سر وقت ذكر رو كه حد كسب اهل طريقت ازين بيشتر نيست . * * *
هامش
( 39 ) - فصلB: -M- - ( 41 ) - ذكرB: ذكرىM- - حروف اوM: -B- - ( 42 ) - گيردB: بگيردM- - ( 42 - 43 ) و سياست . . . بازداردB: -M- - ( 43 ) - نشايدB: نبايدM- - كه بيم بودB: -M- - ( 44 ) - فروآيدM: درآيدB- - درشودM: دور شودB- - ( 46 ) - و مراقبى متوارىB: و متوارى و مراقبM- - سر وقتM: سر نقدB- - ( 47 ) - روM: رودB- -