نامه ششم از احمد غزالى به عين القضاة
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
و به نستعين
فرزند اعز ، قرة العين ، عين القضاة ، اكرمه اللّه و احياه . سلام بخواند و آرزومندى فوق الوصف شناسد . مگر مدة العدة درگذشت كه اذنى بر شكل فرمانى يافتم در مخاطبهء آن عزيز و هرچه مىرود درين مكتوب هيچ از من نشنود . صدره 1 گفتم هرچه به دو رسيدنى است برگذشتنى است ، و هرچه فرارسيدنى است برسيدنى است . و هر مكيال كه جز نعتش صفت اوست جوال است نه مكيال . برشدن نشان بگرديدن و پرداختن است همه . هرچه سنجيدنى است كفّهء ترازو سنجد ، زيرا كه مجذور بخورد .
هامش
( 2 - 1 ) بسم . . . نستعينM: -PI- -
( 3 ) - العين عينM: العينIعينP- -
( 4 ) - مدة العدةM: مدت عدتIP- -
( 5 ) - درين : درPIو هرچه درينM- -
( 7 ) - فرارسيدنى استPI: فرارسيدنىM- - نعتشPM: تعطشI- -
( 8 ) - نه مكيال برشدنM: به رسيدنPI- - بگرديدنM: بگردانيدنIP- -
( 9 ) - همهIP: همتM- -