تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
به دو تنگى بسنده كار مباش * تنگى گور و زندگانى تنگ
( رودكى ) ، 99
خواهى كه بر تو عيش همه سال خوش بود * يا بى ز دين و دنيا تو بهرهء كمال بنگر بدان كه از تو فزون‌تر بود به علم * منگر بدان كه از تو فزون‌تر بود به مال
( نامعلوم ، احتمالا از مؤلف ) ، 111
زمان تا زمان هركه ياد آيدم * ندانم همى تا چه پيش آيدم مبادا جدايى مرا از خداى * دگر هرچه پيش آيدم شايدم
( نامعلوم ) ، 9
يك دم بزنى به شك زنى ديگر دم * وانگه به ميان اين دو دم چندين غم
( نامعلوم ) ، 165
بگريز از آنكه گويد با تو وفا كنم * ور حاجتى بخواهى از من ، روا كنم گر تو بيازمايى او را به حاجتى * گويد : بخواه ز ايزد تا من دعا كنم
( نامعلوم ) ، 95 حاشيه
گر شود شاكر تو هر مويم * شكر توفيق شكر چون گويم ؟
( نامعلوم ) ، 175 حاشيه
آنچه كردم گر از ادب دور است * گير شمشير و گردن اينك ران گو بكش مر مرا و دور مكن * گو بزن مر مرا ، ز پيش مران
( فرّخى ) ، 149
ز نادان سخن مشنو و مشنوان * كه جز بر تباهى نگردد زبان
( آفرين‌نامه ) ، 39
حقّا غمين شدم من از مردم آزمودن * سالى برهنه بودن بر گس سنا غنودن