مثل و مثلوارههاى فارسى و ترجمهء مثلهاى عربى
آخر داروها داغ كردن است ( ترجمه ) ، 272
آنچه در دست بنده بود نداند كه هرآينه روزى وى بوده است ( ترجمه ) ، 168
ادب نفس به از ادب درس است . ( ترجمه ) ، 26
اندكى از دنيا بسنده است و هرچند بسيار شود توانگر نگرداند ( ترجمه ) ، 111
بدترين سلطانان آن بود كه بىگناه از وى ترسد . ( ترجمه ) ، 33
چون تن فارغ دارى به بيهودگى مشغول شود ( ترجمه ) ، 158
چون عالم بلغزد ، عالمى به دم او بلغزد . ( ترجمه ) ، 25
خويى كه با شير فرورود به حلق ، بىشك با جان برآيد از حلق . ( ترجمه ) ، 38
در فسادكارى خير نيست ( ترجمه ) ، 243
عجز از شكر شكر است ( ترجمه ) ، 175
عيش نيست مر ترسنده را . ( ترجمه ) ، 140
كاهلى از عسل شيرينتر است . ( ترجمه ) ، 143
كسى بر راه نارفته به منزل نرسد . 74 ، 85
مشورت مكنيد با كسى كه در خانهء وى آرد نبود . ( ترجمه ) ، 120
نيكى ميان دو بدى اندر است / نيكى اندر ميان دو بدى است . ( ترجمه ) ، 76 ، 78
هرچه نخورى ، يخنى است ، 284
هركه از مرگ ترسانتر ، به روزى ايمنتر و هركه از مرگ ايمنتر ، به روزى ترسانتر ، 46
هركه هزينه كند و شمار نكند ، مفلس شود و نداند . ( ترجمه ) ، 98
يك نيمه از كدخدايى به تدبير زيستن است . ( ترجمه ) ، 98
يك نيمهء راى با برادر تست . ( ترجمه ) ، 120
يكى بكوشد و ننوشد و يكى نكوشد و بنوشد . دهقان پوست سوزد و خربنده خر كشد و قصّاب جامه پرخون كند و طبّاخ دست بسوزد و لقمهاى سازد و در دهان دوست خداى عزّ و جلّ نهد تا او بخورد ، 144