« خير النّاس من يرجى خيره ، و يؤمن شرّه ، و شرّ النّاس من لا يرجى خيره ، و لا يؤمن شرّه » . يعنى بهترين آدميان آنكس است كه مسلمانان را از وى منفعت بيشتر است . و ديگر چنين گفت كه بهترين آدميان آن كس است كه مردمان به خير وى امّيد بدارند و از شرّ وى ايمن بوند و بدترين مردمان آنكس است كه مردمان به خير وى امّيد ندارند و از شرّ وى ايمن نبوند . پس پديد آمد كه درجهء ميانه آن بود كه به خير وى امّيد ندارند و ليكن از شرّ وى ايمن بوند . و درجهء برتر آن بود كه به خير وى امّيد دارند و از شرّ وى ايمن بوند . و ديگر درجهء فروتر آنكه معصيت مىكند و طاعت زيادتى نى ، و ميانهتر آن بود كه از معاصى دست بازدارد و ليكن طاعتها زيادتى نتواند كردن . و درجهء برتر آن بود كه هم طاعت زيادتى مىكند و هم از معصيت دست بازدارد و نيز كارى كه او را بىآن كار برآيد دست بازدارد . چنانكه رسول - صلى اللّه عليه و سلّم - گفت : « من حسن إسلام المرء تركه ما لا يعنيه » . گفت : نشان نيكويى مسلمانى مرد آن بود كه چيزى كه وى را بىآن كار برآيد ، دست بازدارد .
چون اين سه درجه معلوم شد ، حالى ديگر نيز هست كه آن را ببايد شناختن . و آن ، آن است كه گروش از دل رفته بود و مرد به زبان كلمهء شهادت مىگويد و نماز مىگزارد و بعضى از كارهاى مسلمانى مىكند و نداند كه گروش از دل وى برفته است . چه آمده است به خبر كه به آخر الزّمان چنان شود كه جماعتى مردمان نماز مىگزارند و در ميان ايشان يكى گرويده نبود . چنانكه مىفرمايد رسول - صلى اللّه عليه و سلّم - : « سيأتى على النّاس زمان يصلّون فى المساجد و ما فيهم مؤمن ، فإذا قالوا : لا إله إلّا اللّه يقول اللّه - تعالى - كذبتم ، و لستم بها بصادقين » . و علامت گروش كه از باطن رفته بود ، آن است كه بيش از معصيت باك ندارد و حرام را به باطن حلال دارد و ليكن به زبان گويد كه حرام است و در دل خويش كراهيت نيابد در گرفتن حرام و خوردن وى . چه كسى بود كه حرام خورد و ليكن چون در دل وى گروش نبود ، حرام خوردن را عادت بكند و در دل خويش ناخوشى و كراهيت نيابد .
همچنانكه چون گرسنه مردار مىخورد هرچند كه از روى گرسنگى مىخورد و ليكن طبعش كراهيت مىدارد مر آن را ، چه طبع كردن نهاده است مر حرامى مردار را عادت كرده ؛ لاجرم بىتكلّف ناخوشى در دل خويش بيابد و مردار خوردن را عادت نكند .
ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: عبد الله بن محمد القلانسي النسفي
ص٢٨٨