گفت : گفته مىشود .
مؤذن را گفت : تو ميان بانگ نماز و قامت سخن دنيايى مىگويى ؟
گفت : گفته مىشود .
گفت : اگر « 1 » آن فاسقان را گويى « 2 » كه اندر مسجد طنبور زنيد ، « 3 » نيارند و نزنند « 4 » و شما اندر مسجد طنبور زنيد ، « 5 » [
b
169 ] نخست شما را از آن « 6 » كار توبه بايد كردن تا مولى عزّ و جلّ شما را شكوه « 7 » نهد در دل فاسقان كه ايشان به ديدار شما معصيت به جاى مانند كه به گفتار حاجت نيايد . « 8 »
و حقگوى چنان بايد كه آنچه بگويد به چربى گويد و بدانكه با هركسى چگونه بايد گفتن تا آنكس بتواند پذيرفتن ؟ چه پدر من - رحمه اللّه - گفتى كه مردى مر دانشمندى را پرسيد كه زن را نماز كردن فرمايم ، « 9 » كاهلى مىكند « 10 » و نماز نمىكند ، چگونه كنم ؟ گفت : گردون « 11 » بساز تا بار بتواند كشيدن . گفت : گردون چگونه سازم ؟ گفت : نبينى كه اگر آن بار كه بر گردون نهى ، « 12 » بر پشت گاو نهى نتواند بردن و چون بار « 13 » بر گردون نهى با بار گردون را بتواند بردن . « 14 » هركسى بر تفاوت بود ؛ يكى را سخن نغز گفتن بود و يكى را سيم دادن و « 15 » جامه خريدن بود و مانند اين . و چون به نغزى پيش نرود و زن به نماز حريص نشود ، آنگاه روى ترش كردن و شب با وى ناخفتن ، تا بود « 16 » كه ازين روى به راه آيد . و اصل اين آن است كه مولى عزّ و جلّ خبر داده است در قرآن ، قوله عزّ و جلّ :
« وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ [ a 170 ] فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا »
[ النّساء / 34 ] .
پارسى اين است « 17 » كه آن زنانى كه از غراسيدن ايشان مىبترسيد ، پند دهيدشان و اگر « 18 » پند پيش نرود با ايشان مخسبيد و اگر « 19 » پيش نرود ، بزنيد « 20 » و چون فرمانبردارى كردند يعنى نصيحت اجابت كردند ، شما بر ايشان بهانهجويى مكنيد . « 21 » در تفسير چنين آوردهاند « 22 » كه
هامش
( 1 ) . ار .
( 2 ) . گويند .
( 3 ) . زنند .
( 4 ) . نيارند زدن .
( 5 ) . مىزنيد .
( 6 ) . اين .
( 7 ) . شكوهى .
( 8 ) . نباشد .
( 9 ) . فرمايى .
( 10 ) . « مى » ندارد .
( 11 ) . گردونى .
( 12 ) . + ار .
( 13 ) . « بار » ندارد .
( 14 ) . + و گفت كه گردون .
( 15 ) . + و يكى را .
( 16 ) . باشد .
( 17 ) . بود .
( 18 ) . ار + به .
( 19 ) . ار .
( 20 ) . + شان .
( 21 ) . نكنيد .
( 22 ) . است .