تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
نوميد شد از بهتر شدن بيش پرهيز نكند « 1 » و دارو نخورد « 2 » و ليكن آرزو برد تا بزيد . « 3 » همچنين مؤمن موحّد « 4 » تا امّيد دارد كه مسلمان بميرد ، « 5 » دست از معاصى بدارد « 6 » و جهد كند تا طاعت كند هرچند بر نفس وى دشوار آيد . « 7 » چون بنده بيش جهد نتواند كردن ، دليل آن بود كه « 8 » امّيد نمىدارد به « 9 » مسلمانى مردن و ليكن چون در دل « 10 » آرزوى مسلمان « 11 » مردن بيند ، آن آرزو را امّيد پندارد . ديگر مثال آن بود كه مولى عزّ و جلّ آرزوى زهر از تن‌هاى آدميان برداشت « 12 » تا هيچ‌كس را آرزوى زهر نيايد و آرزوى غذاهاى خوش بنهاد كه آدمى هرچند بداند كه اين غذاهاى « 13 » خوش مرا زيان دارد ، چون شهوت چيره بود [
b
125 ] بخورد با خطر بيمار شدن . و كس بود كه بيمار شده باشد و داند كه اگر من اين غذاى « 14 » خوش بخورم بيمارى من زيادت شود با خويشتن برنيايد و بخورد . و از ستوران آرزوى آنچه مر ايشان را زيان دارد ، برداشت ، چه « * » - مر ايشان را خرد نبود . آنگه عاقبت انديشدى كه اگر ما اين بخوريم ما را زيان دارد ، لاجرم مولى عزّ و جلّ طبع ايشان را چنان آفريد كه بدانچه مر ايشان را زيان دارد بگرايند ، پس مرد را يقين نيست كه اگر ازين چيزهاى خوش كه بخورم بيمار خواهم شد مىخورد و غافل است از آنكه ديگر اين چيزهاى خوش‌طبع ، را محرور كرده است ، چون ديگر بخورد بيمار خواهد شد . ناگاه بيمار شود ، او را معلوم گردد از خوردن چيزهاى خوش هرچند خوش‌آينده بود ضرر كرد و بيمار شد . چون بيمار شد با وجود آنكه بداند كه از خوردن داروهاى تلخ نيك خواهد شد از بيم بيمارى و مرگ
هامش
( 1 ) . نه پرهيز تواند كردن . ( 2 ) . و نه دارو تواند خوردن . ( 3 ) . آرزو بود كه بزيد . ( 4 ) . ندارد . ( 5 ) . بر مسلمانى مردن . ( 6 ) . بازدارد . ( 7 ) . و اگرچه جهد بر وى دشوار آيد . ( 8 ) . + وى . ( 9 ) . بر . ( 10 ) . + وى . ( 11 ) . مسلمانى . ( 12 ) . برداشته است . ( 13 ) . غذا . ( 14 ) . خورد . ( * ) . به جاى عبارت داخل علامت دو ستاره * - - * [ چه مر ايشان را . . . ناخوش آيد بخورد ] درPبدين‌گونه آمده است : چه مر ايشان را چنان آفريد كه بدانچه مر ايشان را زيان دارد نگرايند مر او را چون مرد را خرد قوّت دارد و اسير شهوت نبود از خوردنى كه وى را زيان دارد هرچند خوش بود با آنكه داند كه هرآينه مردنيست و هيچ امّيد نامردن نى ، و با آنكه او را يقين نيست كه اگر اين خورد خوش بخورد هرآينه بيمار شود يا اگر اين داروى تلخ بخورد هرآينه بهتر شود با اين همه از بيم بيمار شدن دست از خورد خوش باز مىدارد .