تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
و خواجه امام ابو القاسم خطيب - رحمه اللّه - چنين مىگويد « 1 » كه در خبر آمده است « 2 » كه چون مؤمنى مى به دست گيرد ، ايمان وى را سوگند دهد به آن خداى كه مرا با تو عطا داده است كه مى را با من جفت نكنى « 3 » كه « 4 » من نباشم و بروم . و مراد « 5 » ازين آن نيست كه چون بنده مى خورد « 6 » در حال ايمان از وى برود كه « 7 » مذهب سنّت و جماعت آن است كه بنده به گناه كافر نشود . « 8 » مراد آن است كه چون مى خوردن دمادم شود ، نفس چيره گردد « 9 » بر دل و دل بميرد و ايمان برود . و در تنبيه آورده است از رسول - عليه السّلام - « 10 » كه « 11 » گفته است كه نيست هيچ‌كس كه در وى ايمان و مى خوردن پيوسته [
a
124 ] جمع بود « 12 » الّا ازين دو يكى برود . مراد آن بود « 13 » - و اللّه اعلم - كه ايمانش قوّت كند و از مى خوردن توبه كند يا به شومى پيوسته مى خوردن « 14 » ايمانش برود . و پدر من - رحمه اللّه - از خواجه حاتم - رحمة اللّه عليه - روايت كردى كه وى چنين گفته است كه اگر من روز [ ى ] نخست پاى چپ به مسجد اندر نهم ، بر خويشتن از كفر بترسم . پرسيدند : كبائر نيست و كبائر كفر نى ، چه معنى را از كفر بترسى ؟ « 15 » گفت : از بهر آن « 16 » تا عصمت مولى عزّ و جلّ اندر آن ساعت از من باز نايستد ، بر من آن خطا نرود و اگر عصمت مولى عزّ و جلّ همراه من نباشد « 17 » مرا از كافرى چه بازدارد ؟ و خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - گفته است هركه اچوخيدن را به معصيتها [ ى ] اندك سبك دارد ، خطر بود كه مخذول شود و به معصيتهاى كلان اندر افتد و چون مخذولى را سبك دارد ، خطر بود كه به كافرى « 18 » افتد . پس پديد آمد كه هرچند مهر ايمان بيشتر بود ، ترس شدن ايمان بر دل « 19 » بيشتر بود و از سبب شدن ايمان پرهيزگارتر بود كه آن معصيت است . « 20 » چنان‌كه مولى عزّ و جلّ خبر داده است كه
« ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ
هامش
( 1 ) . گفتى . ( 2 ) . چنين آمده است به خبر . ( 3 ) . مكن . ( 4 ) . چه . ( 5 ) . مرادش . ( 6 ) . + كافر شود + در حال و ايمانش برود . ( 7 ) . چه . ( 8 ) . + چه . ( 9 ) . شود . ( 10 ) . صلى اللّه عليه و سلّم . ( 11 ) . + چنين . ( 12 ) . شود . ( 13 ) . است . ( 14 ) . + اندر آيد . ( 15 ) . مىترسى . ( 16 ) . + كه . ( 17 ) . اگر عصمت مولى تعالى اندر آن ساعت نيايد . ( 18 ) . + اندر . ( 19 ) . « بر دل » ندارد . ( 20 ) . و پرهيز از سبب شدن ايمان بيشتر بود و آن معصيت است + چه بسيار كس را معصيت سبب شدن ايمان گشته است .