آيت آن بود كه تا بنده ترسنده « 1 » نبود و به طاعت حريص نبود ، از معصيت پرهيز كنند [ ه ] نبود و تا طاعت نكند ، « 2 » خداى تعالى از وى خشنود نبود و تا خداوند تعالى از وى خشنود نبود ، وى به وقت قضاى مكروه از خداوند « 3 » تعالى خشنود [
a
122 ] نبود .
و اهل معرفت چنين گفتهاند كه چون بنده به درجهء رضا رسيد ، به بهشت رسيد ، « 4 » چه صبر كردن همچنان است كه « 5 » بر صراط گذشتن و به رضا رسيدن همچنان است كه « 6 » به بهشت رسيدن .
و درجهء برتر از « 7 » مسلمانى از بلا حلاوت يافتن است و آن از « 8 » غايت محبّت بود كه چون محبّت خداى تعالى « 9 » بر دل چيره شود ، همه دوست را « 10 » بيند نه فرستاده را . چون همه دوست بيند و بلا نبيند ، لاجرم از آن بلا حلاوت يابد ، « 11 » چه هرچه از دوست آيد دوست بود .
به حكايت آوردهاند كه رابعهء عدويّه « 12 » بيمار شده بود . « 13 » كسى از دوستان او را گفت كه راست نيست در دعوى دوستى آنكس كه در بلاى دوست صبر نكند . « 14 » رابعه جواب داد كه راست نيست در دعوى دوستى كسى كه در بلاى دوست مزه « 15 » نيابد . و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) . ترسكار .
( 2 ) . + و از معصيت پرهيز نكند .
( 3 ) . + سبحانه و .
( 4 ) . برسد .
( 5 ) . چون .
( 6 ) . چون .
( 7 ) . در .
( 8 ) . « از » ندارد .
( 9 ) . حقّ سبحانه و تعالى .
( 10 ) . به جاى « همه دوست را » ، همه حقّ را از حقّ سبحانه و تعالى .
( 11 ) . به جاى « چون همه . . . يابد » ، چون هر دو را فرستادهء دوست بيند ، از هر دو حلاوت يابد .
( 12 ) . + رحمها اللّه تعالى .
( 13 ) . شد .
( 14 ) .T: + « دعوى او راست نباشد » كه تكرار است .Pاين تكرار را ندارد .
( 15 ) . + و حلاوت .