تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩

[ 14 ] فصل فى الالهام و الوسوسة « 1 »

الهام از فرشته است و وسوسه از ديو . هر انديشه‌اى كه در دل افتد و « 2 » موافق شرع و سنّت « 3 » بود ، بهرهء آن جهان « 4 » بود ، آن از فرشته است « 5 » و هر انديشه‌اى كه در دل افتد كه آن با شرع و سنّت مخالف بود و اندر آن بهرهء اين جهان « 6 » بود ، آن از ديو است . « 7 » و هر كارى كه پوشيده بود كه بنده را مشكل شود « 8 » كه رغبت من بدين كار حسبتى است يا شهوتى ، ببايد جدا كردن به نشانى . و نشانى را خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - پيدا كرده است و گفته كه هر كارى كه حسبتى است علامت آنكه « 9 » بنده با مولى عزّ و جلّ استخارت كند و با خردمندان مشورت « 10 » كند و آنچه شهوتى بود علامت « 11 » آن بود كه نه با مولى عزّ و جلّ استخارت كند و نه با خردمندان مشورت « 12 » كند از بيم آنكه نبايد كه كسى گويد كه صواب نيست و وى را ترك آن نبود ، « 13 » چه اندر آن نفس وى را بهره بود . و مشورت كردن با خردمندان پسنديده است . مولى عزّ و جلّ مر رسول را - صلّى اللّه عليه و سلّم - [
a
77 ] مشورت كردن فرمود با ياران . قوله عزّ و جلّ :
« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ »
[ آل عمران / 159 ] . با آنكه وى را وحى آمد . پس آن‌كس « 14 » را كه وحى نيايد اولىتر بود مشورت كردن . و
هامش
( 1 ) . « و الوسوسه » ندارد . ( 2 ) . كه آن . ( 3 ) . + رسول صلى اللّه عليه و سلّم . ( 4 ) . آن‌جهانى . ( 5 ) . بود . ( 6 ) . اين جهانى . ( 7 ) . بود . ( 8 ) . بود . ( 9 ) . علامت وى آن بود . ( 10 ) .T: مشهورت [ كذا ] . ( 11 ) . علامتش . ( 12 ) .T: مشهورت [ كذا ] . ( 13 ) . ترك بايد كردن . ( 14 ) . « پس آن‌كس » ندارد .
ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 119 | عبد الله بن محمد القلانسي النسفي / عارف نوشاهى