و اندر آن متابع سلف صالح شده و بديشان تقليد كرده چنانك زجر كردن پيغمبر عم مر شيرين را كنيزك حسّان بن ثابت از غنا كردن و درّه زدن عمر رض مران صحابى را كه * مى غنا كرد و انكار كردن على بر معاويه كه كنيزكان مغنّيه داشت و منع كردن وى مر حسن را رض از نظارهء آن زن حبشه كى * مى غنا كرد و كفتند كه او قرين شيطانست و مانند اين و نيز كويند كه دليل بزركترين ما بر كراهيّت داشت غنا و اندر زمانهء ما و پيش از ما * باجماع امّت غنا كراهيّت بودست بر آنك كروهى حرام مطلق دارند و اندرين معنى از ابو الحارث روايت كنند كه كفت من اندر سماع كردن بجدّ بودم شبى يكى به صومعهء من آمد و كفت جمعى از طالبان دركاه خداوند تعالى * مجتمعاند و حضور شما را منتظر اكر فضل كنيد و رنجه شويد كفت بيرون آمدم و بر اثر وى مىرفتم بس برنيامد كه به كروهى رسيدم كه حلقه مى زده بودند و پيرى ميان ايشان نشسته مرا كرامتى كردند فوق الغاية و آن پير كفت اكر فرمائى تا بيتى بر خوانند من اجابت كردم * دو كس بالحان خوش ابيات خواندن كرفتند ابياتى كه شعرا در فراق كفته بودند و ايشان جمله برخاستند بتواجد و زعقهاء خوش مىزدند و اشارتهاء لطيف مىكردند و من متعجّب حال ايشان مانده بودم و خوشى وقتشان تا صبح نزديك آمد آنكاه آن پير مرا كفت ايّها الشيخ * هيچ نپرسى مرا كه تو كيستى و اين قوم كيانند كفتم حشمت تو مرا مى از سؤال * بازدارد وى
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 536
مساهمون: علي الجلابي الهجويري الغزنوي
ص٥٣٦