كه كلام وى بشنود و برنيايد يكى كويد از مشايخ كه وقتى كلام خداى تعالى مىخواندم كى
وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ
هاتفى آواز داد كه نرمتر خوان كه چهار تن از پريان از هيبت اين آيت بمردهاند و درويشى كفت من ده سالست تا قرآن بجز اندر نماز به قدر جواز نخواندهام و نشنيده كفتند چرا كفت ترس آن را كه بر من حجّت شود روزى من پيش شيخ ابو العبّاس شقّانى رض اندر آمدم وى را يافتم مىخواند
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ
و مىكريست و نعره مىزد تا پنداشتم كى از دنيا برفت كفتم ايّها الشيخ اين چه حالتست كفت يازده سالست تا وردم اينجا رسيده است ازينجاى * مىنتوانم كذشت و از ابو العبّاس عطا رض پرسيدم كه شيخ هر روز چند قرآن خواند كفت پيش ازين در شبانروزى دو ختم كردمى امّا اكنون چهار سالست تا هنوز امروز بسورة الانفال رسيدهام كويند كه ابو العبّاس قصّاب قارى را كفت برخوان
لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
و بازكفت برخوان
يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ
و بازكفت برخوان
قالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ
آنكاه كفت بار خدايا من به جفا بيش از برادران يوسفم و تو بكرم بيش از يوسفى با من آن كنى كه او با برادران جافى كرد و با اين همه جمله مامورند همه اهل اسلام از مطيع و عاصى باستماع قرآن لقوله تعالى
وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا