تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
قال ما ذا كنتم تصنعون قلنا يا رسول اللّه كان قارئ يقرأ علينا و نحن نستمع * لقراءته فقال النبىّ عم الحمد للّه الّذى جعل فى امّتى من امرت ان اصبر نفسى معهم قال ثمّ جلس وسطنا ليعدل نفسه فينا ثمّ قال بيده هكذا فتحلّق القوم فلم يعرف رسول اللّه صلعم منهم احدا قال و كانوا ضعفاء المهاجرين فقال النبىّ عم ابشروا صعاليك المهاجرين بالفوز التامّ يوم القيامة يدخلون الجنّة قبل أغنيائكم به نصف يوم كان مقداره خمسمائة عام من با كروهى بودم از فقراء المهاجرين كى ايشان بعضى از اندام خود بپوشيده بودند ببعض ديكران از برهنكى و قارى بر ما مىخواند و ما سماع مىكرديم قرائت وى را تا پيغامبر عم بيامد و بر سر ما بيستاده چون قارى وى را بديد خاموش شد پيغامبر عم بر ما سلام كفت و كفت اندر چه كار بوديد كفتيم يا رسول اللّه قارى مىخواند و ما سماع مىكرديم خواندن او را آنكاه پيغامبر كفت عم الحمد للّه كه اندر امّت من كروهى آفريد كه مرا بفرمود تا اندر صحبت ايشان صبر كنم آنكاه اندر ميان ما بنشست چون يكى از ما تا خود را * برابر ما كرد پس حلقه كردند آن كروه و كس اندر ميان ما پيغمبر را عم ازيشان باز * نمىشناخت آنكاه مر ايشان را كفت بشارت مر شما را اى درويشان مهاجرين به فيروزى تمام اندر روز قيامت كى اندر آئيد به بهشت پيش از توانكران به نيمروز * و آن پانصد سال * عمر بود و اين خبر را به چند روايت مختلف بيارند امّا اختلاف اندر عبارتست و معنى همه درستست

فصل [ در فضل سماع قرآن ]

و زرارة بن ابى اوفى از كبار صحابه بود رض مردمان را مى امامى كرد آيتى برخواند و زعقه بزد و جان بداد و ابو