تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
نه از براى هواى نفس را و حصول مراد و اغراض را تا بحفظ ادب آن بنده مشكور كردد مالك دينار كفت مر داماد خود را مغيره بن شعبه رضى اللّه عنهما كلّ اخ و صاحب لم تستفد منه فى دينك خيرا فانبذ عنك صحبته حتّى تسلم هر برادرى و يارى كى دين ترا از صحبت وى فايدهء آن جهانى نباشد با وى صحبت مسكن كى صحبت آن‌كس بر تو حرام بود معنى اين آن بود كه صحبت با همه از خود * بايد كرد يا با كه كه اكر با مه از خود كنى ترا از وى فايدهء باشد و اكر با كه از خود كنى * او را از تو فايدهء باشد * اندر دين * كى اكر وى از تو چيزى آموزد دينى فايدهء دينى حاصل آيد و اكر تو چيزى آموزى همچنان و از ان بود كه پيغمبر عم كفت انّ من تمام التقوى تعليم * من لم يعلم كمال پرهيزكارى آموختن علم بود مر كسى را كى نداند و از يحيى بن معاذ الرازى رح مىآيد كه كفت بئس الصديق صديق تحتاج ان تقول له اذكرنى فى دعائك و بئس الصديق صديق تحتاج ان تعيش معه بالمداراة و بئس الصديق صديق يلجئك الى الاعتذار فى زلّة كانت منك بد يارى بود آنك او را بدعا وصيّت بايد كرد كى حقّ صحبت يك‌ساعته دعاء پيوسته باشد و بد يارى بود آنك با وى زندكانى به مدارا بايد كرد كه سرمايهء صحبت انبساط بود و بد يارى بود آنك به كناهى كى بر تو رفته باشد از وى عذر بايد خواست از آنچ عذر شرط بيكانكى * بود اندر صحبت بيكانكى جفا بود و قال النبىّ صلعم المرء على دين خليله فلينظر احدكم من يخالّ مرد آن دين دارد و آن طريق بود كى