تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
علم و نسبت ارادت خود بجنيد كردى از بعد آنك ابو سعيد خرّاز را ديده بود و با نباجى صحبت كرده بود و اندر اصول امام وقت بود از وى مىآيد كه كفت لا يقع على كيفيّة الوجد عبارة لانّه سرّ للّه عند المؤمنين عبارت بر كيفيّت وجد دوستان نيفتد از آنچ آن سرّ حقّست به نزديك مؤمنان و هرچه عبارت بنده اندر آن تصرّف تواند كرد آن سرّ حقّ نباشد از آنچ كلّيّت تكلّف بنده از اسرار ربّانى منقطعست و كويند چون عمرو باصفهان آمد حدثى بصحبت وى پيوست و پدر مانع وى بود * از صحبت عمرو تا بيمار شد و مدّتى برآمد روزى شيخ برخاست و با جماعتى فقرا به عيادت وى شد حدث بشيخ اشارت كرد تا قوّال را بكويد تا بيتى برخواند عمرو قوّال را كفت * بر خوان شعر
ما لي مرضت فلم يعدنى عايد * منكم و يمرض عبدكم فاعود
بيمار چون بشنيد برخاست و بنشست و لهب و سلطان بيمارى وى كمتر شد كفت زدنى قوّال برخواند
و اشدّ من مرضى علىّ صدودكم * و * صدود عبدكم علىّ شديد
بيمار برخاست و * نالانى ازو كم شد و پدر وى را بصحبت عمرو * مسلّم كردانيد و آن انديشه كه مىبودش اندر دل از ان توبه كرد و آن حدث يكى از بزركان طريقت شد و هو اعلم

سهل تسترى - ابو محمد سهل بن عبد الله تسترى [ ابو محمّد سهل بن عبد اللّه التسترى ]

و منهم مالك القلوب و ماحى العيوب ابو محمّد سهل بن عبد اللّه التسترى رض امام وقت بود و به همه زبانها ستوده وى را