ص 252 ، س 1 : رحمن فى . . .
بخشاينده است در ازل و بخشايشگر است در ابد . رحمان است در ازل به نگهدارى خوشبختى و رحيم است در ابد به رهاندن از آتش و در آوردن به بهشت !
ص 252 ، سطر 4 : كَما بَدَأَكُمْ . . .
چنانكه شما را آغاز كرد ( آفريد ) ، به نزد او باز خواهيد گشت .
ص 252 ، س 5 : ان كان فى . . .
اگر در ازل سعادت و عنايت باشد ، در ابد فضل و رحمت خواهد بود و اگر در ازل شقاوت و اهانت باشد ، در ابد دورى و لعنت خواهد بود .
ص 253 ، س 1 : وَ أَلْزَمَهُمْ . . .
كلمهء تقوى را لازم ايشان گردانيد .
ص 253 ، س 11 : وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ . . .
ميان ايشان به حق داورى كرد و گفته شد سپاس مر خداى را پروردگار جهانيان .
ص 254 ، س 29 : انما قولنا الشىء . . .
سخن ما مر چيزى را اين است كه گوييم باش پس باشد .
ص 255 ، س 1 :
وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ . . .
كار رستاخيز جز مانند چشم برهم زدن يا نزديكتر نيست .
ص 255 ، س 11 :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا . . .
همانا آسمانها و زمين و ميان آنها را در شش روز آفريديم و ما را رنجى نرسيد . . . آيا از آفرينش نخستين رنجور شديم ؟ نه كه ايشان از آفرينش تازه در گمانند .
ص 257 ، س 16 : وَ ما مِنْ دَابَّةٍ . . .
هيچ جنبندهاى نيست مگر كه روزى آن بر خدا است .
ص 258 ، س 14 : وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ . . .
عزت ويژهء خداوند و پيامبر وى و مؤمنان است . . . همانا خدا قوى و عزيز و كينه كشنده است .