ص 287 ، س 9 :
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ . . .
خدا آن است كه شب را پديد آورد و پس از آن روز را .
ص 290 ، س 25 : منه بدا و . . .
هر چيزى از خدا آغاز شده و به دو باز مىگردد . . . چنانكه شما را آفريد ، باز مىگرديد .
ص 295 ، س 5 : تنام عيناى . . .
دو چشم من مىخوابد و دل من نمىخوابد .
ص 295 ، س 14 : قريب من . . .
به دوستانش نزديك است و از دشمنانش دور .
ص 295 ، س 18 : وَ إِذا سَأَلَكَ . . .
هنگامى كه بندگان دربارهء من از تو بپرسند ، بگو : من به ايشان نزديكم .
ص 295 ، س 29 : قريب بالتوفيق . . .
نزديك است به توفيق بر طاعت و دور است با خوارى در معصيت .
ص 296 ، س 2 : و قيل قريب . . .
گفته شده است : نزديك هستى هنگامى كه ما ترا بجوييم و دورى هنگامى كه تو ما را بجويى .
ص 296 ، س 9 : قريب فى . . .
نزديك است در پديد آوردن آفريدگان ، دور است در نابود كردن ايشان . . .
ص 296 ، س 4 : لان علة كل . . .
زيرا علت هر چيز ساختن آن است ، وضعيت خدا را علتى نيست .
ص 298 ، س 18 : هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ . . .
او آغاز است و انجام و پيدا و پنهان .
ص 298 ، س 24 : فهو اول . . .
او آغاز است و آغازكنندهء هر آغاز ، و پايان است و پايانبخش هر پايان ؛ نزديك است و نزديكسازندهء هر نزديك و دور است و دورسازندهء هر دور .