ص 244 ، س 3 : محدث لم يكن . . .
نوپديدى است كه نبود و سپس پديد آمد .
ص 244 ، س 8 : هذه دار . . .
اين خانهاى است قديمى زيرا بر ديگر خانهها مقدم است .
ص 246 ، س 12 : اول كان قبل . . .
نخستين است پيش از هر كارى و واپسين است كه پس از هر موجودى مىماند .
ص 247 ، س 24 : ائتيا طوعا . . .
اى زمين و آسمان بياييد به خوشى يا ناخوشى . گفتند : آمديم به خوشى .
ص 247 ، س 24 : بل له ما . . .
بلكه او را است آنچه در آسمان و زمين است و همه او را فرمانبردارند يعنى خاضع و منقاد اويند .
ص 248 ، س 5 : يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ما . . .
كار مىسازد و هيچ ميانجى در كار نيست مگر پس از دستورى او .
ص 248 ، س 6 : وَ لا يَؤُدُهُ . . .
خداوند را نگهداشت زمين و آسمان خسته نمىكند .
ص 248 ، س 13 : من سيد . . .
سرور قوم كيست ؟ گفت : خادم ايشان . . . سرور قوم خادم ايشان است .
ص 248 ، س 17 : انا سيد ولد . . .
من سرور فرزندان آدمم و فخر نمىفروشم .
ص 248 ، س 19 : قال لست . . .
گفت اين سخن را از نزد خود نمىگويم كه بدان فخر فروشم بلكه به فرمان خدا مىگويم و اين ، عبوديت و فرمانبرى است .
ص 248 ، س 25 : ان ولدى هذا . . .
اين فرزند من ، خدا به واسطهء او ميان دو گروه رزمنده آشتى بر پاى خواهد كرد .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1870
مساهمون: محمد روشن
ص١٨٧٠