تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2303

مساهمون:

ص٢٣٠٣
- فقر آن است كه ترا نباشد ، و چون باشد هم ترا نباشد . ص 1243 فقيه : فقيه عبد الله بن مسعود [ باشد ] . ص 114 - صحابه - پيشه

ق

قادر : خداى عز و جلّ قادر است از بهر آنكه از ناقادر خود فعل محال است . ص 245 قبله : كعبه قبلهء آدميان است و عرش قبلهء فرشتگان است . ص 77 قدر : نخستين كسى كه مذهب قدر آشكار كرد عمرو بن عبيد بود . ص 422 عمرو بن عبيد قدر قدرت - استطاعت : خلق دمى نزنند و چشم بر هم ننهند و يك جنبيدن نجنبند مگر به قوتى كه خداى تعالى نو پديد آرد اندر ايشان . ص 431 قدرى : همه خيرها خداى كند و همه شرها اهرمن . ص 421 - قدرى . . . گفت : هرچه من خواهم كنم ، تقدير و قضا را با من هيچ كار نيست . ص 460 قديم : قديم آن است كه او را اول نباشد . ص 244 - قديم بر دو گونه بود : يك قديم آن بود كه متقدم بود اندر وجود . . . و يك قديم آن بود كه وى را اول نباشد . ص 37 قرآن : كلام خداى مخلوق نيست ، اين صفت او است و قديم و ناآفريده است . ص 353 - قرآن كلام خداى است ازلى قديم . ص 344 - قرآن مخلوق گفتن قول بشر مريسى نايب شيطان است . ص 352 - كلام خداى امر است و نهى و خبر است و وعد و وعيد . . . و حمد و ذم . صص 55 - 354 - فرماينده بود و بازدارنده و آگاهىدهنده و اميدكننده و بيم‌كننده و ستاينده و نكوهنده . ص 355 - مخلوق و محدث معتزليان گفتند ، حادث و محدث كراميان . ص 345 - ما قرآن را حادث و محدث گوييم لكن مخلوق نگوييم ، و قديم و ازلى هم نگوييم . ص 345 قرب : نزديكى به خداى طاعت داشتن است خداى را جل جلاله . ص 1361 - قرب بنده طاعت است . ص 1362 - قرب آن است . كه هرچه پيش آيد از ميانه بردارى . ص 1364 قضا : قضا حكم بود و تقدير اندازه كردن بود و ارادت خواست . ص 410 قطب : چون قطب را وفات رسد يكى را از نقبا به جاى او رسانند . ص 94 - از اين چهار - نقبا - يكى قطب است . ص 94

ك

كبريا : بزرگى و بزرگوارى باشد ، يعنى از آن بزرگتر نيست كه كسى مر او را بتواند ديدن تا وى نخواهد ، ص 34 كرامات : نزديك معتزله . . . كرامات اوليا
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2303 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى