موسى ( ع ) - شبانى : موسى عليه السلام از بهر او - شعيب ( ع ) - شبانى كرد . ص 1104
ن
ناقص عقل : و نيز رسول ( ع ) زنان را ناقص عقل و ناقص دين خواند . . .
- توجيه آن - ص 1046
نبوت : حق نبوت اظهار است و حق ولايت كتمان . ص 990
نبى : نبى از نبوت گرفتهاند و نبوت جاى بلند باشد . ص 974
- اشتقاق وى - نبى - از نبأ است ، و نبأ خبر باشد . ص 974
نقبا : از اين چهل - اوتاد - چهار نقباءاند .
ص 94
نهى : نهى از عيبها نگهداشتن است .
ص 51
و
واجب البقا : ص 37
واحد : واحد به يگانگى احد است . . . كه هميشه موجود بود . . . و واحد است بدان معنى كه يكى است دو نيست .
ص 239
وجد : وجد آن است كه به دل رسد و دل از او آگاهى يابد از بيمى يا از غمى يا ديدن چيزى از احوال . ص 1449
- وجد شنوايى دل است و بينايى دل .
ص 1450
- لوجد اظهار الحال . ص 196
- وجد . . . حرفتى است كه در سر بنده پديد آيد از مشاهدت . ص 1336
وجد بىوقت : وجد بىوقت آن باشد كه به هر وقتى حق را مشاهده باشد .
ص 1054
وراثت ( علم . . . ) : علم دراست علم ظاهر است و علم وراثت علم باطن . ص 70 علم وراثت
وقت : وقت گشتن فلك است . ص 38
- وقت . . . عبارت باشد از حالى كه بنده را در سر پديد آيد كه او را به آن حال آرام باشد . ص 1683
وسواس : آنچه از ديو پديد آيد وسواس [ باشد ] ، و آنچه از فرشته پديد آيد الهام . ص 1775
ولايت : حق نبوت اظهار است و حق ولايت كتمان . ص 990
ولى : همه پيغامبران ولى باشند ليكن هر ولى پيغامبر نبود . ص 48
ى
يقين : يقين آن باشد كه بدانى هرآينه كه هست . ص 36
- يقين برخاستن شك است . ص 1319
- آنچه چشم سر بيند آن را علم خوانند و آنچه دل بيند آن را يقين خوانند .
ص 1321
- يقين چشم دل است . ص 1322
- يقين گشاده گشتن است . ص 1324