روا نباشد .
گروهى از اهل سنت و جماعت كرامات را مقراند و لكن چندانى كه اندر حد معجزات نباشد .
- اهل معرفت همه را اجماع است كه كرامات اوليا جائز است هرچند اندر حد معجزات باشد . ص 956
كسب كردن : كسب كردن فريضه نيست اما طاعت است همچون نماز و روزهء نوافل . ص 1109
كسبهاى انبيا : - پيامبران - پيشه
كشف خواطر : كشف خواطر آن باشد كه هر چيز كه بر سر او بگذرد آن را بكاود و باز جويد . ص 1175
- خاطرها بر چهار وجه است : خاطرى از خدا ، خاطرى از فرشته ، خاطرى از نفس ، خاطرى از شيطان . ص 1187
كلام : كلام قديم است و ازلى است و باقى است . ص 349
- كلام او را صفت است ازلى قديم ناآفريده . ص 256
- كلام مخلوق است به نزديك معتزليان .
ص 256
- كلام خداى تعالى صفات خداى است قايم به ذات او « لم يزل » يعنى هميشه متكلم بود و او را كلام صفت بود .
ص 350
- اهل سنت گويند : كلام خداى صفت ذات است .
معتزليان گويند : صفت فعل است .
ص 351
كبير : كبير بزرگوار بود ، و كبريا بزرگوارى .
- بزرگوار آن بود كه بزرگى بود بسزا كه سزاوار بزرگوارى بود . ص 259
كليد قيامت : روز قيامت پيغمبر ( ع ) كليد بهشت ابو بكر را دهد . . . از بهر آنكه ابو بكر سخى است و سخى كس را از در باز نگرداند . ص 550
گ
گمانى : - ظن
ل
لوا : روز قيامت پيغمبر ( ع ) . . . لوا على ( ع ) را دهد . . . از بهر آنكه على غازى بود و مبارز بود . ص 550
م
مالك : مالك و ملك را اشتقاق هر دو از ملك است . ص 249
متعزز : متعزز منفعل بود از عزت يعنى به خود عزيز است نه به غير . ص 35
متكبر : يعنى به خود بزرگ است نه به چيزى ص 260
متكلم : متكلم گويا بود . ص 256
- [ خداى ] هميشه متكلم بود و هميشه متكلم باشد . ص 344
- معتزله خداى را متكلم بدان معنى گويند كه خالق كلام است يا فاعل كلام . ص 344
- خداى را كلام از واجبات است .
ص 345
مثلث : نزديك امام ابو حنيفه رض مثلث چون تداوى را باشد حلال باشد . ص 1170