ص 176 ، س 21 : الهى ارض عنى . . .
خدايا از من خشنود باش كه من از تو خشنودم . . . اى دروغگو ، اگر از ما خشنود مىبودى ، خواستارى خشنودى ما نمىشدى .
ص 177 ، س 12 : أ ليس قد غفر . . .
آيا نه اين است كه گناهان پيشين و پسين ترا آمرزيده است ؟
ص 177 ، س 13 : أ فلا اكون . . .
آيا بندهاى سپاسگزار نباشم ؟ !
ص 178 ، س 21 : لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ . . .
صدقههاى خود را با منت و آزار باطل مكنيد .
ص 179 ، س 17 : مَنْ ذَا الَّذِي . . .
كيست كه به خدا وامى نيكو دهد .
ص 179 ، س 18 : فيضاعفه له
تا آن را براى او چند چندان گرداند .
ص 181 ، س 16 : إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى . . .
خدا از مؤمنان جانها و مالهايشان را خريده است .
ص 182 ، س 21 : حبك الشىء . . .
دلبستگى تو به چيزى تو را كور و كر مىسازد .
ص 183 ، س 17 : فَإِذا نُفِخَ فِي . . .
چون در صور دميده شود ، نه ميان مردمان نسبى در كار باشد نه كسى از آن پرسوجو كند .
ص 183 ، س 20 : إِنَّ أَكْرَمَكُمْ . . .
گرامىترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست .
ص 183 ، س 28 : يَدْعُونَ رَبَّهُمْ . . .
مؤمنان ، پروردگارشان را با بيم و اميد مىخوانند گفته شده است بيم از دوزخ و اميد به بهشت . و گفته شده است بيم از كوتاهى و اميد به انجام عبادات . و گفته شده است از بيم فراق و اميد به وصال . و گفته شده است از بيم آنكه ايشان را بر پايهء كارهاشان جزا دهد و اميد به اينكه بر پايهء بزرگوارى و فضل خود با ايشان رفتار كند .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1853
مساهمون: محمد روشن
ص١٨٥٣