عطار شنيدم كه مىگفت : از برخى ياران شنيدم كه روزى به نهر نيل واسط [ شعبهاى از فرات ] رفتم . پرندهاى سفيد بر روى آب ديدم . مىگفت :
منزه باد خدا از غفلت مردم هيچ چيز نباشد مگر كه او را درود مىگويد .
ص 1800 ، س 7 : وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا . . .
هيچ چيز نباشد مگر كه او را درود گويد .
ص 1800 ، س 9 :
يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ . . .
اى كوهها ، با وى [ سليمان ] همصدا شويد با مرغان ، يعنى همراه با او تسبيحگو باشيد .
ص 1800 ، س 18 : الخلافة بعدى . . .
خلافت پس از من سى سال است ، و پس از آن سلطنت خواهد بود .
ص 1800 ، س 20 : قال جعفر سمعت . . .
از جنيد شنيدم مىگفت : جوانى از مريدان را در باديه زير درختى نشسته ديدم . گفتم : اى جوان ، چرا اينجا نشستهاى ؟ گفت : چيزى را گم كردهام . پس او را ترك گفتم و مقدارى راه رفتم . پس ديدم جاى خود را عوض كرده است و نشسته . گفتم : پس اينجا چرا نشستهاى . گفت : چيزى را كه گم كرده بودم در اينجا يافتم و نشستم .
جنيد مىگفت : اكنون من نمىدانم كدام يك از دو حالت او بهتر بود :
انتظار گمگشته ، يا سكون براى به دست آورده ؟
ص 1802 ، س 2 : اصبت فالزم .
به دست آوردى ، نگاهش دار .
ص 1802 ، س 4 : قال ابو عبد الله . . .
ابو عبد الله محمد بن سعدان گفت از بعضى از بزرگان شنيدم مىگفت :
روزى به در خانهء [ كعبه ] نشسته بودم . نالهاى از درون خانه شنيدم كه :
اى ديوار ، بر كنار شو از سر راه دوستانم . كسى مرا به وسيلهء تو ديدار كند به دور تو مىگردد ؛ و هركس كه مرا به وسيلهء خودم زيارت كند به دور خود من خواهد گشت .
ص 1805 ، عنوان : قولهم فى السماع
ديدگاه ايشان [ عارفان ] دربارهء سماع .
ص 1805 ، س 2 :
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ .
آيا من خداى شما نيستم ؟ !