الصوم لى ، - روزه مرا است ، براى آن است كه طمع دشمن اهريمنى از آن بريده شود ؛ زيرا هرچه از آن خدا است طمع اهريمن از آن بريده است ؛ و نيز طمع نفس از آن بريده باشد كه عجب نيارد ، چه نفس بدانچه دارد عجب آرد ؛ و نيز طمع دشمنان اخروى از آن بريده باشد ؛ چه ايشان مال بنده را خواهند نه مال خدا را .
ص 1720 ، س 25 : إِنَّ عِبادِي لَيْسَ . . .
بر بندگان من ترا راهى نيست .
ص 1721 ، س 17 : اللهم انى اعوذ . . .
خدايا ، من به تو پناه مىبرم ، از خستگى آزمايش تو و سرنوشت و سرنوشت بد ، و افتادن در بدبختى و سرزنش دشمنان .
ص 1722 ، س 7 : لن ينجى احدكم . . .
هيچيك از شما را كار اندامى او نجات نمىبخشد . گفته شد : حتى ترا ؟ گفت : حتى مرا ! مگر فضل خدا خود مرا برگيرد .
ص 1722 ، س 8 : وَ لَوْ لا فَضْلُ . . .
اگر فضل خدا و رحمت او نبود ، قومى مىخواستند ترا فريب دهند .
اگر ما ترا پايدارى نداده بوديم ، نزديك بود اندكى بر ايشان تكيه كنى .
ص 1722 ، س 16 :
وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ . . .
گمراهشان مىكنم . . . فريبشان دهم . براى ايشان آرايش مىدهم .
ص 1722 ، س 18 :
ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ . . .
سپس به نزد ايشان آيم از روبهرو و از پشت سر و از سمت راست و از سمت چپ .
ص 1723 ، س 9 : الآن شكرتنى . . .
اكنون كه دانستى از سپاس عاجز هستى سپاس مىگويى ؟
ص 1723 ، س 16 : ما قدروا الله . . .
ما قدروا الله به معنى ما عرفوا الله است ، يعنى وظيفهء شناخت خدا را انجام نمىدهند . . . پرستش شايستهء ترا انجام ندادهايم .
ص 1727 ، عنوان : قولهم فى احوال . . .
ديدگاه ايشان دربارهء حالت عارفان در سخن گفتن دربارهء مردم .