ص 1709 ، عنوان : قولهم فى . . .
گفتار ايشان در كوششها ، و در مسائل دنيوى ( حق الناس )
ص 1712 ، س 17 : ما الاحسان .
احسان چيست ؟
ص 1712 ، س 17 : ان تعبد الله . . .
كه خداى را چنان پرستى كه گويى او را مىبينى .
ص 1713 ، س 20 : وَ اذْكُرْ رَبَّكَ . . .
چون چيزى را فراموش كردى ياد خدا كن .
ص 1713 ، س 22 : لا يشغله شىء . . .
چيزى او را از چيزى باز نمىدارد .
ص 1715 ، س 1 : اللهم هذه . . .
خدايا ، اين دو دست من است كه با آن بر خود ستم كردم ، گناه مرا ببخش ، كه گناه بزرگ را جز پروردگار بزرگ نبخشد .
ص 1715 ، س 6 :
وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ . . .
از او بخشايش خواه ، كه او بخشايشگر است .
ص 1716 ، س 15 : و هؤلاء فى . . .
آن گروه در بهشت هستند ، مرا باكى نيست ؛ و آن گروه در دوزخاند ، مرا باكى نيست !
ص 1717 ، س 17 : و ان لم تكن . . .
اگر تو او را نبينى ، او ترا ببيند .
ص 1718 ، س 8 : ان الله تعالى . . .
خدا به نقش روى شما نمىنگرد ، به كار اندامى شما نمىنگرد .
ص 1718 ، س 11 : و لكن ينظر . . .
ولى به كار دل شما مىنگرد .
ص 1719 ، س 22 : جن الليل .
شب همه را پوشانيد .
ص 1720 ، س 16 : و سمعت ابا الحسن . . .
ابو الحسن حسينى همدانى را شنيدم مىگفت : اينكه خدا گفته است : -