ص 1493 ، س 14 : اذا نظروا . . .
چون به جمال پروردگار منزه درنگرند ، هشتصد هزار سال بهشت و نعمتهاى آن ، از حوران و كاخها و ميوهها و درختان آن سرگشته شوند .
خوشا كسى كه بجز حق از حق بازماند .
ص 1494 ، س 28 :
فَتُوبُوا إِلى . . .
به آفريدگار خود بازگرديد و خود را بكشيد .
ص 1495 ، س 12 : يا ذا النون . . .
اى ذو النون ! براى خداى تو بس نبود كه دل مرا به دوستى خويش تباه ساخت ؛ حتى مرا به زنجير كشيد و به غل بست . او را بگو به خدا سوگند ، اگر مرا پاره پاره كنى جز بر دوستى من نيفزايد !
ص 1495 ، س 15 : و عن ابى الدرداء . . .
از ابو دردا آرند كه : مرگ را به شوق رسيدن به پروردگارم ، و بيمارى را براى كيفر گناهانم ، و بينوايى را براى تواضع به خدايم دوست دارم .
ص 1495 ، س 27 : هل من . . .
نيازى دارى ؟
ص 1496 ، س 14 : اختار ان . . .
مىخواهم كه بندهاى پيامآور باشم .
ص 1496 ، س 15 : اللهم احينى . . .
خدايا ، مسكينم زنده بدار و مسكينم بميران ؛ و با مسكينانم محشور بدار .
ص 1498 ، س 6 : و من اوفى . . .
در وفاى به پيمان از خدا وفادارتر كيست ؟ !
ص 1499 ، س 5 :
رَبَّنا ظَلَمْنا . . .
پروردگارا ، ما بر خود ستم كرديم .
ص 1500 ، س 26 :
أَ لَسْتُ . . .
آيا من پروردگار شما نيستم ؟ !
ص 1500 ، س 27 : من انا .
من كه باشم .