تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2079

مساهمون:

ص٢٠٧٩
ص 1493 ، س 14 : اذا نظروا . . . چون به جمال پروردگار منزه درنگرند ، هشتصد هزار سال بهشت و نعمتهاى آن ، از حوران و كاخها و ميوه‌ها و درختان آن سرگشته شوند . خوشا كسى كه بجز حق از حق بازماند . ص 1494 ، س 28 :
فَتُوبُوا إِلى . . .
به آفريدگار خود بازگرديد و خود را بكشيد . ص 1495 ، س 12 : يا ذا النون . . . اى ذو النون ! براى خداى تو بس نبود كه دل مرا به دوستى خويش تباه ساخت ؛ حتى مرا به زنجير كشيد و به غل بست . او را بگو به خدا سوگند ، اگر مرا پاره پاره كنى جز بر دوستى من نيفزايد ! ص 1495 ، س 15 : و عن ابى الدرداء . . . از ابو دردا آرند كه : مرگ را به شوق رسيدن به پروردگارم ، و بيمارى را براى كيفر گناهانم ، و بينوايى را براى تواضع به خدايم دوست دارم . ص 1495 ، س 27 : هل من . . . نيازى دارى ؟ ص 1496 ، س 14 : اختار ان . . . مىخواهم كه بنده‌اى پيام‌آور باشم . ص 1496 ، س 15 : اللهم احينى . . . خدايا ، مسكينم زنده بدار و مسكينم بميران ؛ و با مسكينانم محشور بدار . ص 1498 ، س 6 : و من اوفى . . . در وفاى به پيمان از خدا وفادارتر كيست ؟ ! ص 1499 ، س 5 :
رَبَّنا ظَلَمْنا . . .
پروردگارا ، ما بر خود ستم كرديم . ص 1500 ، س 26 :
أَ لَسْتُ . . .
آيا من پروردگار شما نيستم ؟ ! ص 1500 ، س 27 : من انا . من كه باشم .