تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2061

مساهمون:

ص٢٠٦١
نكند ، و جز از او نشنود . ص 1374 ، س 9 :
وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ . . .
آنان كه هرچه را خدا دستور رسيدگى داده است رسيدگى كنند . ص 1374 ، س 10 : الَّذِينَ يَنْقُضُونَ . . . آنان كه پيمان خدا را پس از استوارى بگسلند و آنچه را دستور رسيدگى داده است مىبرند . ص 1375 ، س 13 :
أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ . . .
كسى كه خدا دلش را به اسلام برگشود ، با نور خدا روشن خواهد بود . ص 1375 ، س 15 :
وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ . . .
كسى را كه خدا بخواهد گمراه كند ، سينه‌اش را تنگ و گرفته سازد . ص 1375 ، س 18 :
بَلْ طَبَعَ اللَّهُ . . .
بر دلهايشان مهر زند . . . با كفرشان بر ايشان مهر زند . ص 1376 ، س 11 : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا . . . اى مؤمنان ، دعوت خدا و رسول را بپذيريد . ص 1376 ، س 18 : كان سهوه . . . سهو پيامبر مشغولى به ما فوق از مادون بود . ص 1378 ، س 20 : كاشفات القلوب . . . كشف و شهود قلبى مانند گفتارش : آشكارا به عرش خدايم مىنگرم ؛ مشاهدات دل مانند گفتارش : خدا را چنان بپرست گويى او را مىبينى ؛ و مانند گفتهء عبد الله عمر : بر خدا خيره شده بودم ( به او نگاه مىكردم ) . ص 1379 ، س 3 : اعوذ بك . . . از آن به خدا پناه مىبرم . ص 1379 ، س 4 : اعوذ بك . . . از تو به تو پناه مىبرم . ص 1379 ، س 12 : كنا نتراءى . . . به سوى خدا خيره مىنگريستم . ص 1379 ، س 16 : ترك البيان فى . . . خاموشى به هنگام گفتن ، خود گونه‌اى گفتار است !
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2061 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى