ص 1359 ، س 20 : الحمد لله و صلى . . .
درود خداوند را و صلوات بر محمد و آل او همگان . در جزوهء پسين دربارهء قرب است . از سرى سقطى قرب را پرسيدند ، گفت : عرب گويد طاعت است . پايان يافت در نيمهء روز 24 شوال 473 . رونويسى كردم آن را از نسختى كه با نسخت شيخ ابو نعيم عبد الملك به زودى مقابلت شده بود ؛ سپس آن را با شرح تعرف شيخ كبير ابو اسحاق كلاباذى برابر نمودم .
ص 1363 ، س 1 : ارانى اعصر . . .
در خواب ديدم كه عصير خمر گيرم .
ص 1363 ، س 20 :
وَ اسْجُدْ وَ . . .
نماز كن و نزديك آى !
ص 1364 ، س 4 : اختاران اكون . . .
بهتر است كه برده و نبى باشم .
ص 1365 ، س 21 :
خَسِرَ الدُّنْيا . . .
دنيا و آخرت را باخته .
ص 1366 ، س 3 : و ان البادى . . .
آغازگر دوستى پاداش نمىدهد .
ص 1366 ، س 29 ، انشدونا للنورى . . .
از گفتهء نورى ( رض ) براى ما خواندند .
ص 1369 ، س 27 ، قد تحيرت . . .
من از تو سرگردانم - دستم بگير اى كسى كه رهنماى سرگردانان خود هستى .
ص 1370 ، س 11 : و الحسبان لا . . .
پندار سيرى نمىآورد . ( گرسنه را سير نمىكند )
ص 1370 ، س 12 :
كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ . . .
مانند سراب است كه آدم تشنه آن را از دور آب پندارد و چون فرارسد آن را هيچ يابد .
ص 1373 ، س 1 : معنى الاتصال . . .
اتصال آن است كه دل آدمى از ما سوى الله ببرد كه جز او را تعظيم -