تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2049

مساهمون:

ص٢٠٤٩
ص 1250 ، س 27 : على اليد ما . . . دست به دست سپرده است . بر دست است كه هرچه را گرفت پس دهد . ص 1251 ، س 6 : ان الله ليحمى . . . خدا بندهء خويش را نگهبان است چنان كه شما شتران خود را از چراگاه خطرناك به دور مىكنيد . ص 1251 ، س 14 : هلك المكثر . . . سه بار گفت : به خداى كعبه ثروتمندان هلاك خواهند شد ، مگر كسى كه ريز آنها را از چپ و راست معين كند . ص 1251 ، س 19 : يا داود اذا . . . اى داود ! هرگاه فقر را ديدى كه مىآيد بگو به به به نشان درستكاران و چون ثروت را ديدى كه مىآيد بگو : كيفر گناهى است كه پيش آمده است . ص 1251 ، س 26 : سمعت ابا القاسم . . . از ابو القاسم بغدادى شنيدم ، مىگفت : از دورى شنيدم مىگفت : شبى عيد با ابو الحسن نورى در مسجد شونيزيه بوديم ، كسى درآمد ، به نورى گفت : فردا عيد است او گفت . . . ص 1252 ، س 4 : جرعت مرارة . . . فروخوردم تلخى آن را . ص 1254 ، س 9 : ان الله تعالى . . . چون خدا نعمتى به بنده‌اى عطا كند ميل دارد اثر آن را ببيند . ص 1256 ، س 11 : جبلت القلوب . . . دلها چنان ساخته شده است كه از نيكى دوست شود و از بدى دشمن گردد . ص 1259 ، س 4 : وَ اخْفِضْ جَناحَكَ . . . بال خود را براى پيروان مؤمن بخوابان ! يعنى نرم باش شكسته نفسى كن . ص 1259 ، س 14 : اللهم اهد . . . خداوندا قوم مرا هدايت كن كه نادانند . ص 1259 ، س 15 : وَ اغْلُظْ . . . بر ايشان سخت گير !
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2049 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى