تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2032

مساهمون:

ص٢٠٣٢
ص 1146 ، س 20 :
كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ . . .
هيچ‌گاه ! ايشان از خدا به دورند . ص 1148 ، س 29 : من كان يعبد . . . هركس محمد را پرستد محمد مرد ، هركس خدا را مىپرستد او زنده است و نمىميرد . چقدر فاصله است ميان دو بزرگداشت : يكى براى از دست دادن دوستى نالان است يكى از مرگ سيد دو جهان متأثر نمىشود . ص 1149 ، س 18 :
يُطْعِمُونَ الطَّعامَ . . .
خوراكى را در راه دوستى با خدا مىخورانند . ص 1150 ، س 28 : المخاطبون ادركوا . . . مخاطبان آن را فهميدند زيرا كه به مقام امانت رسيده بودند . ص 1152 ، س 2 : لا ايمان لمن . . . كسى كه امانت ندارد ايمان ندارد . ص 1152 ، س 24 : لا تسبوا . . . به كسانى كه جز خدا را پرستند دشنام ندهيد مبادا به خدا دشنام گويند به دشمنى نادانى . [ آيهء قرآن است - 108 / 6 - و صورت آن : فيسبوا الله عدوا به غير علم ] . ص 1153 ، س 10 : ان اصدق ما . . . درست‌ترين شعر عرب آنست كه لبيد گفت : هان ! هرچه جز خدا باطل است ! ص 1153 ، س 21 :
فَذلِكُمُ اللَّهُ . . .
اين خدا پروردگار حق شما است ، جز حق هرچه باشد گمراهى است . ص 1154 ، س 19 : التغيير على . . . تغيير در خلق است نه در حق . ص 1155 ، س 25 : صُمٌّ بُكْمٌ . . . كر ، لال ، كور . . . نمىانديشند ، نمىشنوند . . . ايشان چون جانوران‌اند . بل پست‌تراند . ص 1156 ، س 1 : فلما كان . . . چون روند كار چنين بود ، اين گروه ( صوفيان ) واژه‌هايى را در دانش -