تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2030

مساهمون:

ص٢٠٣٠
ص 1134 ، س 13 : ما ناظرت . . . هرگاه با دارندهء يك هنر مناظره كردم باختم و هرگاه با دارندهء چند هنر مناظره نمودم برنده شدم . ص 1137 ، س 3 : و كذب به . . . قوم تو آن را تكذيب كردند در صورتى كه حق است ! بگو : من ضامن كار شما نيستم . ص 1137 ، س 8 : مرحبا . . . به به به سوار مهاجر ! ص 1137 ، س 10 : كلام ربى . . . كلام خدايم ! سخن خداوندم ! ص 1139 ، س 10 : المشاهدة . . . مشاهدت حق فناى در او است و منحل شدن ، و چيزى كه منحل شود خبرى از آنچه در آن منحل شده است ندارد . ص 1140 ، س 14 : انا اعلمكم . . . من از همهء شما خدا را بهتر مىشناسم و از او بيشتر مىترسم . ص 1142 ، س 4 :
قابَ قَوْسَيْنِ . . .
به‌اندازهء دو كمان يا كمتر نزديك شد . ص 1142 ، س 4 :
فَأَوْحى إِلى . . .
پس به دو الهام نمود آنچه را بايستى الهام كند . ص 1142 ، س 7 : الخصوص عند . . . خاص ، نسبت به خاص الخاص ، عام به شمار رود . ص 1142 ، س 10 : الخلق يطلع . . . مردم به اسرار يكديگر آگاه شوند ، ولى كسى به اسرار حق آگاه نتواند شد . ص 1142 ، س 19 : عالِمُ الْغَيْبِ . . . خدا عالم به غيب است و غيب خود با كسى در ميان ننهد مگر رسولى كه برگزيند .