ص 1134 ، س 13 : ما ناظرت . . .
هرگاه با دارندهء يك هنر مناظره كردم باختم و هرگاه با دارندهء چند هنر مناظره نمودم برنده شدم .
ص 1137 ، س 3 : و كذب به . . .
قوم تو آن را تكذيب كردند در صورتى كه حق است ! بگو : من ضامن كار شما نيستم .
ص 1137 ، س 8 : مرحبا . . .
به به به سوار مهاجر !
ص 1137 ، س 10 : كلام ربى . . .
كلام خدايم ! سخن خداوندم !
ص 1139 ، س 10 : المشاهدة . . .
مشاهدت حق فناى در او است و منحل شدن ، و چيزى كه منحل شود خبرى از آنچه در آن منحل شده است ندارد .
ص 1140 ، س 14 : انا اعلمكم . . .
من از همهء شما خدا را بهتر مىشناسم و از او بيشتر مىترسم .
ص 1142 ، س 4 :
قابَ قَوْسَيْنِ . . .
بهاندازهء دو كمان يا كمتر نزديك شد .
ص 1142 ، س 4 :
فَأَوْحى إِلى . . .
پس به دو الهام نمود آنچه را بايستى الهام كند .
ص 1142 ، س 7 : الخصوص عند . . .
خاص ، نسبت به خاص الخاص ، عام به شمار رود .
ص 1142 ، س 10 : الخلق يطلع . . .
مردم به اسرار يكديگر آگاه شوند ، ولى كسى به اسرار حق آگاه نتواند شد .
ص 1142 ، س 19 : عالِمُ الْغَيْبِ . . .
خدا عالم به غيب است و غيب خود با كسى در ميان ننهد مگر رسولى كه برگزيند .