تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2026

مساهمون:

ص٢٠٢٦
ص 1113 ، س 22 : لا تمنعوا العلم . . . دانش را از دانشجو دور نكنيد كه ستمى بر دانشجو است و به نااهل ندهيد كه ستمى بر دانش باشد . ص 1120 ، س 6 :
يُخَيَّلُ إِلَيْهِ . . .
به افسون پندارند كه مىجنبد . ص 1120 ، س 19 : فاذا احببته . . . چون دوستش دارم گوش او ، چشم او باشم . ص 1120 ، س 20 : و لا يزال . . . بنده با انجام مستحبات به من نزديك شود تا دوستش دارم . ص 1120 ، س 21 :
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ . . .
بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد . ص 1121 ، س 18 : قليل بعلم . . . اندك با فهم بهتر از بسيار نافهميده است . ص 1121 ، س 20 : تدارس فى الفقه . . . گفتگوى علمى يك ساعت بهتر از يك سال عبادت باشد . ص 1121 ، س 21 : العالم واحد . . . يك عالم براى شيطان خطرناك‌تر از صد عابد است . ص 1121 ، س 23 : أَ وَ لَمْ يَرَوْا . . . مگر نبينند كه ما از پيرامن زمين مىكاهيم ؟ ! ص 1121 ، س 24 : نقصان الارض . . . كاستن از اطراف زمين به معنى مرگ دانشمندان است . ص 1121 ، س 25 : ان الله لا يقبض . . . كاستن خداوند علم را نه بدان معناست كه علم را از مردم بگيرد بلكه به گرفتن دانشمندان است ، چون عالم نباشد مردم رئيس جاهل بپذيرند و ايشان گمراهانه مردم را گمراه كنند . ص 1122 ، س 13 : وَ ما أُمِرُوا إِلَّا . . . جز اين دستورى ندارند كه خدا را مخلصانه بپرستند .