تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2008

مساهمون:

ص٢٠٠٨
ص 1023 ، س 5 : يدخل من امتى . . . از امت من هفتاد هزار بىحساب‌كشى و عذاب ناديده بدانجا روند . گفته شد : اينان كه باشند ؟ گفت : يكون و لا يكتئون ( ؟ ) نه برده گيرند و نه برده شوند و بر خدا توكل دارند . ص 1023 ، س 8 : ان الله يدخل . . . خداوند به شفاعت يك مرد از امت من ، مردمى به شمار موى تن گوسفندان بنى كلب را بدانجا خواهد برد . ص 1023 ، س 20 : قال ابن عمر . . . ابن عمر گفت : رسول خدا در حالى وارد مسجد شد كه ابو بكر و عمر سمت راست و چپ بودند و او دست هريك را به يك دست گرفته بود . او گفت : ما در روز رستخيز محشور خواهيم شد . و در روايتى ديگر است : چنين زندگى مىكنيم ، و همچنين خواهيم مرد ، و همچنان روز رستخيز بازخواهيم‌گشت ، و همچنين از صراط خواهيم گذشت و به بهشت خواهيم شد ؛ و اين‌چنين با خدا روبرو خواهيم شد . ص 1024 ، س 6 : من اراد ان . . . هركس مىخواهد به رفيق من در بهشت بنگرد به اين پير نگرد . ( عكاشه ) . ص 1024 ، س 8 : بخ‌بخ يا . . . به به اى عكاشه ، درجهء عالى يافتى و همنشين پيامبر شده‌اى ! ص 1024 ، س 11 : و ابو بكر و عمر . . . ولى ابو بكر و عمر از عكاشه برتراند ، زيرا كه پيامبر گفته بود آن دو از ميان همهء مردم سيد كاهل‌مردان بهشت هستند . ص 1024 ، س 12 : فكيف يجوز . . . پس چگونه مىشود كه عكاشه بىحساب‌كشى به بهشت درآيد : درحالىكه ارزشى كمتر از آن دو ( ابو بكر و عمر ) دارد ، و آن دو تن ( ابو بكر و عمر ) در جهنم باشند ؛ اين غلطى بزرگ است ! ص 1024 ، س 21 : فمهما قيل . . . هرچه دربارهء آن دو بشارت‌يافتگان ديگر بگويند ، مانند سخن دربارهء ديگر اوليا است كه از آتش در امانند .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2008 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى