ص 1029 ، س 4 : الايمان قول . . .
ايمان گفتار به زبان و انديشه به دل و كار به اندام است .
ص 1029 ، س 11 : الايمان بضعة و . . .
ايمان هفتاد و اند باب دارد ، بالاترين همه گواهى دادن به : لا إله الا الله و پايينتر همه دور كردن رنج از سر راه مردم است .
ص 1030 ، س 16 : صدق عمله . . .
كردارش و گفتهاش را تصديق كرده است .
ص 1030 ، س 20 :
وَ لَقَدْ صَدَّقَ . . .
گمان ابليس در حق آنان درست بود .
ص 1031 ، س 21 : ان القلوب . . .
دلها به دست خدا است ؛ هرگونه بخواهد آنها را مىگرداند .
ص 1031 ، س 23 : يا مقلب القلوب . . .
اى گردانندهء دلها ، دل مرا بر پيروى خودت پايدار دار !
ص 1032 ، س 6 : رفع القلم . . .
قلم از سه چيز برداشته شده است ؛ از كودك تا محتلم شود ، ( بالغ شود ) ؛ از ديوانه تا راست ، شود ، از خواب ، تا بيدار شود .
ص 1033 ، س 17 : و قالوا : الايمان . . .
گفتهاند : ايمان ظاهر و باطنى دارد . ايمان باطن يكى است كه به « دل » مىباشد ، ايمان ظاهر در چيزهاى گوناگون است .
ص 1034 ، س 16 : و لما كان . . .
چون سهم دل از ايمان فراگيرى است ، پس بايد سهم اندام ظاهر نيز فراگير باشد . و فراگيرى ظاهر انجام فرائض است كه همهء اندامها را فراگير است .
ص 1035 ، س 5 : و قالوا الايمان . . .
و گفتند كه : ايمان كم و زياد دارد .
ص 1035 ، س 7 : قول باللسان . . .
گفتار به زبان و كردار با اندام و پذيرش به دل .