ص 1015 ، س 15 : شهادة النبى . . .
گواهى پيامبر موجب اطمينان خاطر است .
ص 1016 ، س 12 : و الروايات التى . . .
رواياتى كه بر ترس اين بشارتيافتگان دارد ، مثلا : ابو بكر گفت : اى كاش خرمايى بودم و مرغان مرا بر درخت خوردندى ! و عمر گفت : اى كاش اين گياه بودم ، اى كاش هيچ نبودم ؛ و ابو عبيده گفت : دلم مىخواست گوسفندى بودم و صاحب من مرا مىكشت و گوشت مرا مىخورد و خورش مىساخت !
ص 1016 ، س 22 : و قول عايشه . . .
و عايشه گفت : اى كاش برگى از اين درخت بودم . درحالىكه عايشه زنى است كه عمار ياسر در حق او بر منبر كوفه گفت : من گواهم كه عايشه همسر پيامبر است در دنيا و آخرت .
ص 1017 ، س 2 : وا سوأتاه . . .
چه بدبختى و شرمسارى ! اگرچه خدا ما را ببخشد ! مگر او خود نمىداند كه ما چه كردهايم !
ص 1017 ، س 3 : ان الخزى . . .
در روز قيامت ننگ گنده چنان بر بنده سنگين باشد كه هفتاد بار آتش جهنم را آرزو كند .
ص 1017 ، س 11 : لم يفضلكم . . .
برترى ابو بكر بر شما نه از بسيارى روزه و نماز است ، بلكه در اثر انديشهاى است كه در دل دارد ؛
نشان ابهت عمر گفتهء پيامبر كه : شيطان از سايهء عمر مىگريزد ؛
دليل شرم عثمان گفتهء پيامبر : آيا شرم ندارى از كسى كه ملائكهء آسمان از او شرم دارند ؟
ص 1017 ، س 15 :
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ . . .
در راه دوستى او خوراكى به مسكينان و يتيمان و اسيران دهند .
گويند : ضمير : على حسبه ، به خدا باز مىگردد .
ص 1019 ، س 8 : وَ ما أَصابَكُمْ . . .
هر بلا كه بر سرتان آيد ساختهء دست شما است و بسيارى را نيز به شما مىبخشند .