تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2011

مساهمون:

ص٢٠١١
ص 1040 ، س 27 : قَدْ أَفْلَحَ . . . مؤمنانى رستگارند كه در نماز خود سر به زير باشند . ص 1041 ، س 5 : انما الاعمال . . . كار به نيتها است ، به هركس آن رسد كه نيت او است . ص 1041 ، س 7 : لو خشع قلب . . . اگر دل اين مرد نرم بود اندام او نيز نرمش داشت . ص 1041 ، س 10 : نح يدك . . . از ريش خدا دست بدار ! ص 1041 ، س 14 : هل قلت هذا . . . آيا تو چنين گفتى ؟ گفت : آرى . گفت : چرا گفتى ؟ گفت : بنده از آن كيست ؟ گفت : بندهء خدا است ! گفت پس ريش از آن كيست ؟ گفت : بنده و هرچه دارد از آن خدا است . خليفه گفت : سپاسگزارم خدا را كه دست مرا به خون تو نيالود . [ در متن چاپى در س 14 افتادگى دارد و عبارت درست چنين است : قال له العبد و ما في يده لمولاه فقال الخليفة . . . ] ص 1041 ، س 17 : شغله اقباله . . . توجه او بدان كار او را از ديگران بازداشت هرچه از جز خدا دور شود توجه او به خدا افزايش يابد و هرچه از خدا دور شود به جز خدا نزديك گردد . ص 1041 ، س 22 : رب صائم . . . چه بسا روزه‌دار كه تنها گرسنگى از آن او است و چه بسا شب زنده دار كه فقط بيدارى كشيده باشد . ص 1041 ، س 26 : و قال قائل . . . برخى گفتند : مؤمن را به ايمانش از عذاب ايمن مىدارد . هرگاه مؤمن اقرار كند و راست گويد و فرائض واجب را انجام دهد ، و از منهىها دورى جويد ، از عذاب خدا در امان باشد . ص 1042 ، س 3 :
وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ . . .
تو به ما ايمان ندارى ، يعنى سخن ما را باور نمىكنى ؟