تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1955

مساهمون:

ص١٩٥٥
ص 777 ، س 28 : انى لست . . . من مانند شما نيستم ، من شبها را نزد پروردگارم مىگذرانم . ص 778 ، س 4 :
ما يَنْطِقُ عَنِ . . .
او از روى هوا سخن نگويد ، جز اين چيزى نيست كه به وى وحى مىشود . ص 778 ، س 11 : من احب . . . كسى كه چيزى را دوست بدارد ، بسيار از آن ياد مىكند . ص 779 ، س 7 : لو ابدى الله . . . اگر خدا آتش دل دوستانش را به دوزخ نشان دهد ، دوزخ را دل بر ايشان بسوزد . ص 779 ، س 9 : ان الله تعالى حين . . . خدا چون آتش را آفريد ، آتش گفت : پروردگارا چرا مرا آفريدى ؟ گفت : براى اينكه هركه نافرمانى من كند ، او را با تو شكنجه دهم . آتش گفت : اگر من نافرمانى كنم ؟ گفت : به آتش بزرگ‌تر . گفت : پروردگارا آتش بزرگ‌تر تو چيست ؟ گفت : آتش دل دوستانم . بيت : مردم مرا به آتش بيم دادند پس به ايشان گفتم : آتش را رحم آيد بر آنكه در دلش آتش باشد . ص 779 ، س 15 : تحرق بالنار . . . كسى به آتش سوخته مىشود كه آن را احساس كند . كسى خودش آتش است ، چگونه بسوزد ؟ ص 779 ، س 16 : الحق لا يقابله . . . حق را هيچ مقابل نيست ، و هيچ مقاوم نيست . ص 780 ، س 20 : لا احصى ثناء . . . ستودن ترا نتوانم از آنجا كه منم . ص 781 ، س 2 : ما لا نهاية . . . آنچه پايان ندارد ، پايانش در آغاز آن است . ص 781 ، س 2 : لا احصى . . . نمىتوانم ترا بستايم .