ص 777 ، س 28 : انى لست . . .
من مانند شما نيستم ، من شبها را نزد پروردگارم مىگذرانم .
ص 778 ، س 4 :
ما يَنْطِقُ عَنِ . . .
او از روى هوا سخن نگويد ، جز اين چيزى نيست كه به وى وحى مىشود .
ص 778 ، س 11 : من احب . . .
كسى كه چيزى را دوست بدارد ، بسيار از آن ياد مىكند .
ص 779 ، س 7 : لو ابدى الله . . .
اگر خدا آتش دل دوستانش را به دوزخ نشان دهد ، دوزخ را دل بر ايشان بسوزد .
ص 779 ، س 9 : ان الله تعالى حين . . .
خدا چون آتش را آفريد ، آتش گفت : پروردگارا چرا مرا آفريدى ؟
گفت : براى اينكه هركه نافرمانى من كند ، او را با تو شكنجه دهم . آتش گفت : اگر من نافرمانى كنم ؟ گفت : به آتش بزرگتر . گفت : پروردگارا آتش بزرگتر تو چيست ؟ گفت : آتش دل دوستانم .
بيت :
مردم مرا به آتش بيم دادند پس به ايشان گفتم : آتش را رحم آيد بر آنكه در دلش آتش باشد .
ص 779 ، س 15 : تحرق بالنار . . .
كسى به آتش سوخته مىشود كه آن را احساس كند . كسى خودش آتش است ، چگونه بسوزد ؟
ص 779 ، س 16 : الحق لا يقابله . . .
حق را هيچ مقابل نيست ، و هيچ مقاوم نيست .
ص 780 ، س 20 : لا احصى ثناء . . .
ستودن ترا نتوانم از آنجا كه منم .
ص 781 ، س 2 : ما لا نهاية . . .
آنچه پايان ندارد ، پايانش در آغاز آن است .
ص 781 ، س 2 : لا احصى . . .
نمىتوانم ترا بستايم .