تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1952

مساهمون:

ص١٩٥٢
ص 759 ، س 3 : الا و رأيت . . . جز اينكه خدا را پيش از آن ديدم . ص 759 ، س 13 : أَ لَمْ تَرَ أَنَّ . . . آيا نديدى كه خدا هرچه را در زمين است ، رام شما ساخته است ؟ ص 759 ، س 18 : فى الله خلف . . . خدا جانشين همهء چيزهايى است كه از دست رفته است . ص 759 ، س 20 : يقوم مقام . . . جاى همه را مىگيرد و نمايندهء همه نيست . ص 759 ، س 21 : لا ينوب . . . نمايندهء آن نيست و جاى آن را نمىگيرد . ص 760 ، س 6 :
أَ فَلا يَنْظُرُونَ . . .
آيا به شتر نمىنگرند كه چگونه آفريده شده است ؟ ص 760 ، س 10 :
وَ إِلَى السَّماءِ . . .
و به آسمان كه چگونه برافراشته شده . ص 760 ، س 11 :
وَ إِلَى الْجِبالِ . . .
و در كوهها كه چون بركشيده شده . ص 760 ، س 13 :
وَ إِلَى الْأَرْضِ . . .
و به زمين كه چگونه گسترده گشته ؟ ص 761 ، س 26 : أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ . . . آيا در قرآن ژرف‌نگرى نمىكنند ؟ ص 763 ، س 13 : ما نتنزل الا . . . جز به فرمان كردگار تو فرود نمىآييم . ص 764 ، س 13 : صحبة الحبيب . . . همنشينى با دوست و نادوست باهم در يك جا گرد نيايد . ص 764 ، س 21 : الغائب . . . غايب را با وصف حاضر سازند و با صفات او ؛ و صفات دربارهء حاضر ، بيهوده است .