تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1950

مساهمون:

ص١٩٥٠
ص 741 ، س 3 :
إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً . . .
او مخلص بود و فرستادهء رسول بود . ص 741 ، س 5 :
كَذلِكَ لِنَصْرِفَ . . .
بدين‌سان بدى و بدكارى را از او دور ساختيم ، او از بندگان يكدل ماست . ص 741 ، س 25 : مثل الدنيا و . . . مثل دنيا و آخرت همانند دو هوو ( وسنى ) است كه هركدام را خشنود سازى ، آن ديگرى را خشمگين كرده باشى . ص 742 ، س 3 : ما ازداد احد . . . هرچه بر مردم بيشتر خو گيرد ، از حق دور تر شود ؛ و هرچه به حق بيشتر خو گيرد ، از مردم وحشىتر گردد ؛ و هرچه به مردم نزديك‌تر شود از حق دور تر گردد ؛ و هرچه به حق نزديك‌تر شود ، از مردم دور تر گردد . ص 742 ، س 20 : انت احب . . . تو محبوب‌ترين جايها نزد منى . ص 742 ، س 20 : انت احب . . . كرا بيش از همه دوست مىدارى ؟ گفت عايشه را . ص 742 ، س 26 :
تُرْجِي مَنْ تَشاءُ . . .
تا دست بدارى هركه را كه خواهى ، و با خود مىدارى هركه را خواهى . ص 743 ، س 6 :
يا أَسَفى . . .
اى دريغ بر يوسف . ص 743 ، س 6 : يا يعقوب . . . يا يعقوب بر دور شدن از ديدار يوسف افسوس مىخورى ولى بر اين افسوس نمىخورى كه با يوسف ، از من دور مىشوى . ص 744 ، س 9 :
وَ اصْطَنَعْتُكَ . . .
ترا براى خود برگزيدم . ص 745 ، س 2 :
آنَسَ مِنْ . . .
از سوى طور آتشى مىبينم .