تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1951

مساهمون:

ص١٩٥١
ص 745 ، س 8 : الكفار لا . . . كافران با شرايع خطاب نمىشوند . ص 745 ، س 12 :
وَ حَرَّمْنا . . .
شيرخوارگيها را از پيش بر او ناروا ساختيم . ص 748 ، س 3 :
أَ تَعْبُدُونَ . . .
آيا آن چيزى را مىپرستيد كه خود مىتراشيد . ص 748 ، س 7 : وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ . . . خدا شما را آفريد و كارهايى را آفريد كه شما مىكنيد . ص 749 ، س 6 :
ادْعُوهُمْ . . .
ايشان را به نام پدرانشان بخوانيد كه اين كار در نزد خدا دادگرانه‌تر است . ص 749 ، س 7 :
فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا . . .
اگر پدرانشان را نمىشناسيد ، برادران دينى و موالى شمااند . ص 750 ، س 14 :
سَنُرِيهِمْ آياتِنا . . .
به زودى نشانه‌هاى خود را در كرانه‌هاى كيهان و در هستى خودشان به ايشان فرا خواهيم نمود . ص 750 ، س 16 : ان الاسلام . . . تنها اسلام است كه حق است نه ديگر اديان . و گفته شده كه مصطفى پيامبر راستين است و كاهن [ يا جادوگر يا ديوانه ] يا شاعر يا دروغ‌پرداز نيست ؛ و گفته شده تنها خداست كه حق است نه بتها . ص 750 ، س 27 : من انا . . . من كيستم ؟ آيا كردگار شما نيستم ؟ ص 755 ، س 7 : ما رأيت شيئا . . . هيچ چيزى را نديدم جز كه خدا را در آن ديدم . ص 755 ، س 17 :
هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ . . .
اوست كه شما را در زهدانهاى مادرتان بدان‌سان كه مىخواهد ، نگارگرى مىكند .