تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1947

مساهمون:

ص١٩٤٧
ص 725 ، س 1 : المعرفة ان . . . شناخت اين است كه بدانى آنچه در پندار خود مىسازى ، خدا وارونهء آن است . ص 725 ، س 25 : فان المكون . . . پديدآورندهء قاهر است و پديدشدهء مقهور . ص 728 ، س 1 : اعتقاد الشىء . . . باور داشتن به چيز چنان‌كه هست . ص 728 ، س 6 : يعلم ما كان . . . مىداند آنچه نبوده است و نباشد كه اگر مىبود چگونه مىبود و باشد . ص 728 ، س 10 : الحق عالم . . . حق دانا است ، هميشه بوده است و خواهد بود . ص 728 ، س 17 : اللَّهِ نُورٌ . . . خدا پرتو آسمانها و زمين است . مثل نور او مانند چراغى است كه در آن چراغى باشد . ص 728 ، س 19 :
لا شَرْقِيَّةٍ وَ . . .
نه خاورى است نه باخترى . ص 728 ، س 19 : لا مشبهة و لا . . . نه مشبهه است ، نه معطله ، نه جبرى نه قدرى ، نه رافضى نه ناصبى ، نه جهنمى نه معتزلى ، نه يهودى ، نه مسيحى ، بلكه مسلمانى پاك دين . ص 728 ، س 22 : لا دنيائيه . . . نه اين جهانى است نه آن جهانى بلكه حقانى و اين همانى است نه نفسانى نه خلقى بل ربانى وقتى نه ازلى و نه ابدى نه اولى نه اخروى نه آخرى بلكه متلاشى و فانى در صفات ربوبى . ص 729 ، س 18 : لم يكن بعد . . . نبود و اميد كه باشد . ص 730 ، س 27 : وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ . . . كسى كه بر خدا توكل كند ، خدا او را بس باشد .