ص 725 ، س 1 : المعرفة ان . . .
شناخت اين است كه بدانى آنچه در پندار خود مىسازى ، خدا وارونهء آن است .
ص 725 ، س 25 : فان المكون . . .
پديدآورندهء قاهر است و پديدشدهء مقهور .
ص 728 ، س 1 : اعتقاد الشىء . . .
باور داشتن به چيز چنانكه هست .
ص 728 ، س 6 : يعلم ما كان . . .
مىداند آنچه نبوده است و نباشد كه اگر مىبود چگونه مىبود و باشد .
ص 728 ، س 10 : الحق عالم . . .
حق دانا است ، هميشه بوده است و خواهد بود .
ص 728 ، س 17 : اللَّهِ نُورٌ . . .
خدا پرتو آسمانها و زمين است . مثل نور او مانند چراغى است كه در آن چراغى باشد .
ص 728 ، س 19 :
لا شَرْقِيَّةٍ وَ . . .
نه خاورى است نه باخترى .
ص 728 ، س 19 : لا مشبهة و لا . . .
نه مشبهه است ، نه معطله ، نه جبرى نه قدرى ، نه رافضى نه ناصبى ، نه جهنمى نه معتزلى ، نه يهودى ، نه مسيحى ، بلكه مسلمانى پاك دين .
ص 728 ، س 22 : لا دنيائيه . . .
نه اين جهانى است نه آن جهانى بلكه حقانى و اين همانى است نه نفسانى نه خلقى بل ربانى وقتى نه ازلى و نه ابدى نه اولى نه اخروى نه آخرى بلكه متلاشى و فانى در صفات ربوبى .
ص 729 ، س 18 : لم يكن بعد . . .
نبود و اميد كه باشد .
ص 730 ، س 27 : وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ . . .
كسى كه بر خدا توكل كند ، خدا او را بس باشد .