ص 709 ، س 23 : فَهُوَ عَلى . . .
او در زير پرتوى از پروردگار خود است .
ص 709 ، س 25 : اللَّهِ نُورٌ . . .
خدا پرتو آسمانها و زمين است .
ص 710 ، س 3 :
حَبَّبَ إِلَيْكُمُ . . .
محبوب گردانيد ايمان را در نزد شما و آراست آن را در دلهاى شما .
ص 710 ، س 8 : حبب الى . . .
از دنياى شما در نزد من سه چيز محبوب شد .
ص 710 ، س 11 :
وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ . . .
بر وى كلمهء تقوا را ملزم داشت .
ص 710 ، س 25 : عبد نور . . .
بندهاى كه خدا ايمان را در دلش روشن ساخت .
ص 710 ، س 27 : ان الله خلق . . .
خدا آفريد آفريدگان خود را در تاريكى ، پس افكند برايشان پرتو خود را . هركه آن پرتو بر وى افتاد ، راه يافت ، و هركه پرتو بر او نيفتاد ، گمراه شد .
ص 711 ، س 3 : و الله لو لا . . .
به خدا اگر خدا نبود ، ما راه نيافته بوديم .
ص 711 ، س 4 : و لا تصدقنا . . .
و صدقه نمىداديم و نماز نمىخوانديم .
ص 711 ، س 5 : فانزل سكينة . . .
پس آرامش بر ما فروفرست . . . اينان بر ما ستم كردهاند .
ص 711 ، س 7 : لو لا العقل . . .
اگر خرد نبود ، راه نيافته بوديم .
ص 711 ، س 11 : و اعلم انما . . .
آنچه به تو رسيد ، نمىتوانست نرسد ؛ و آنچه از تو گذشت ، نمىتوانست به تو رسد .