تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1945

مساهمون:

ص١٩٤٥
ص 709 ، س 23 : فَهُوَ عَلى . . . او در زير پرتوى از پروردگار خود است . ص 709 ، س 25 : اللَّهِ نُورٌ . . . خدا پرتو آسمانها و زمين است . ص 710 ، س 3 :
حَبَّبَ إِلَيْكُمُ . . .
محبوب گردانيد ايمان را در نزد شما و آراست آن را در دلهاى شما . ص 710 ، س 8 : حبب الى . . . از دنياى شما در نزد من سه چيز محبوب شد . ص 710 ، س 11 :
وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ . . .
بر وى كلمهء تقوا را ملزم داشت . ص 710 ، س 25 : عبد نور . . . بنده‌اى كه خدا ايمان را در دلش روشن ساخت . ص 710 ، س 27 : ان الله خلق . . . خدا آفريد آفريدگان خود را در تاريكى ، پس افكند برايشان پرتو خود را . هركه آن پرتو بر وى افتاد ، راه يافت ، و هركه پرتو بر او نيفتاد ، گمراه شد . ص 711 ، س 3 : و الله لو لا . . . به خدا اگر خدا نبود ، ما راه نيافته بوديم . ص 711 ، س 4 : و لا تصدقنا . . . و صدقه نمىداديم و نماز نمىخوانديم . ص 711 ، س 5 : فانزل سكينة . . . پس آرامش بر ما فروفرست . . . اينان بر ما ستم كرده‌اند . ص 711 ، س 7 : لو لا العقل . . . اگر خرد نبود ، راه نيافته بوديم . ص 711 ، س 11 : و اعلم انما . . . آنچه به تو رسيد ، نمىتوانست نرسد ؛ و آنچه از تو گذشت ، نمىتوانست به تو رسد .